فرشته بودم

فرشته بودم

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی / بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز
فرشته بودم

فرشته بودم

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی / بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز

من

دیروز با مهدی رفتیم سینما چارسو سینمای خوبی بود ماهم تو سالن یک فیلم من رو دیدیم. قبلش بگم مهدی دوماه رفته بود آموزشی کرمانشاه برنزه شده بود.

فیلم من با بازی متوسط لیلا حاتمی با پرداخت ضعیف داستان بیشتر شبیه روخونی دیالوگ ها از رو متن بود تا فیلم اما بازی خوب بهنوش بختیاری جلب توجه میکرد و از اونجایی که من از آدمای خوشگل و خوشتیپ در هر صورت راضیم امیر جدیدی هم خوب بود. شبیه مهدی شده بود.

پلنگ جویبار

اینم خوبه

دیفرانسل

یک توصیه به همه... ... به معادلات دیفرانسیل مسلط بشید. طوری که وقتی یک کتاب رو باز می کنید، تا چشمتون یه مسئله و یا یه عبارت رو دید، یه پوز خند بزنید و بگید : هه. این که معادله ی فلانه .

منبع

برنامه

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

تارگت

یادی هم بکنیم از خالد و موشک های مولتی تارگت هاواکس و لغز هایی که 2 یا بیشتر نفر رو هم زمان میترکوند. حالا ما نه تنها نمیتونیم هدف رو بزنیم بلکه حتی تشخیصشون هم نمیتونیم بدیم.

زندگی بدون هدف به جای خوبی نمیره یا اگه بره با همه توان نمیره پس باید بدونی هدفت چیه؟ دکترا خارج کار پول روحانیت؟ خوب به نظر میرسه چیز دیگه رو نمیتونم به عنوان هدف بلند مدت مطرح کنم و به خاطر ضیق وقت هدف میان مدت هم نمیتونم داشته باشم مثل ورزش و نقاشی و گردش و ...

مرداد

دو هفته اول مرداد ماموریت بودم سه هفته آخر نت نداشتم این شد که نتونستم هیچی پست بزارم

هفته دوم اصفهان جای شما خاای هم خوش گذشت هم کلی حکم بازی کردیم هم ابد و یک روز رو دیدم زیاد یادم نیست اما بازی ها بد نبود فیلم خوب ناراحت کننده ای بود. مزار شریف رو تو اتوبوس دیدم که زیبا یه سوژه ناب رو کتلت و به یه داستان بی معنی تبدیل کرده بود. نصفه اول نهنگ عنبر هم خیلی قشنگ بود.

هفته سوم خونه کشی و چقدر کارداره این خونه!!! بی اینترنت خیلی بد بود الان عالیه.

رفتم عروسی شایان و داستانهای شب حنا بندون و عروسی.

استخر و شنبه آخر مرداد یکی از روزهای خوش امسال.

بیماری

خوب کمپین های جدید راه افتاده که آدمایی که خودشون میدونن آدمای به درد نخوری هستن میخوان دنیا رو شسنشوی مغزی بدن که اونا بیمارن نه مجرم. مثلا معتادها همجس گرا ها و ... اما میترسم از روزی که دزدها قاتل ها حسودها و زیرآبزن ها هم ادعای بیماری کنن!!!

به راستی تفاوت جرم و بیماری چیست؟؟!!

جهان در هفته ای که گذشت

‏داعش در اطلاعیه اى مسئولیت طراحى لباس کاروان المپیک را بر عهده گرفت.

شنبه رفتیم اصفهان و بگو بخند و خونه گرم و کوچیک و دعوا با صاحب خونه و دانشپور و محمدعلی. اعصاب خوردی با رهام و گدابازی و جابجایی پی در پی و با کوله سر کلاس رفتن. خلاصه خیلی بد بود. ولی سیتی سنتر رفتیم میدون نقش جهانم بد نبود ولی کلی دعوا با خرابی اتوبوس برگشت امروز کامل شد.

کن

امروز با 15 نفر از دوستای ب رفتیم کن جاتون خالی جوج خوری و صحبت و اختلاط و آبتنی خیلی خوش گذشت.

باید رفت

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

مصاحبه

سه شنبه رفتم مصاحبه چهار نفر بودیم یه نفر میخواست شانسم همون 25 درصده. جای خوبی بود پول زیاد نمیداد ولی اگه قبول شم خوشحال میشم. آزمون عملی و تئوری و راجع به سازمان و روانشناسی حدودا ساعت 9 صبح تا 7 بعداز ظهر طول کشید.

مراغه

من معمولا هر شهری میرم کاری دارم یه دوری هم تو شهر میزنم و چهارتا جای دیدنیش رو میبینم اما چشتون روز بد نبینه شنبه رفتم مراغه یه ماموریت مسخره پر معطلی به دردنخور که تا ساعت 5هم طول کشید آخرش هم با م ر ک بحثم شد هم مجبور شدم با اتوبوس 45 نفره ها برگردم تهران و کلی طول کشید و نصفه شب رسیدم خیلی ماموریت بدی بود. هیچ جا هم ندیدم.

عروسی

هفته گذشته کلی سرم شلوغ بود نتونستم پست بزارم الان فرصت هست دوباره میرم تا سه شنبه.

هفته پیش پنجشنبه عروسی پ بود رفتیم تبریز و یه خونه و 50 یا 60 نفر مهمون یعنی موقع خواب تا تو راهرو ها هم آدم خوابیده بود خلاصه یه ماموریت هین مرخصی هم رفتیم و پیش آقای جمالی کلی حال کرد ولی فکر کنم چون یه هفتست پیگیرش نشدم دوباره شاکی بشه. رفتیم عروسی و پ ماشاله دیگه وقتش بود هم از نظر مالی هم از نظر روحی اوکی بود فردای عروسی هم با مامان و ش رفتیم پاساژ گردی و بعدازظهر اونها رفتن کرمونشاه منم چون فرداش میخواستم برم مراغه موندم پیش دایی شبم رفتم پیش خالد.

سازمان

رفتم یه جای خوب برا مصاحبه شانسم 20 درصده ولی خوبه دعا کنین

شهود

یه کادو گرفتم یه قاب عکس دیوار و یه رباعیات خیام نفیس و چندتا جعبه شیرینی

مجرد

خدایا اخلاص، اخلاص، من می دانم ای خدا، می دانم که برای عشق زیستن و برای زیبایی و خیر مطلق بودن، چگونه آدمی را به مطلق می برد، چگونه اخلاص این وجود نسبی را، این موجود حقیقی را که مجموعه ای از احتیاج هاست و ضعف ها و انتظارها و ترس ها مطلق می کند، در برابر بیشمار جاذبه ها و دعوت ها و ضرر ها و خطرها و ترس ها و وسوسه ها و توسل ها و تقرب ها و تکیه گاه ها و امید ها و توفیق ها و شکست ها و شادی ها و غم های همه حقیر، که پیرامون وجود ما را احاطه کرده اند و دمادم ما را بر خود می لرزانند و همچون انبوهی از گرگ ها و روباه ها و کرکس ها و کرم ها بر مردار وجود ما ریخته اند، با یک خود خواهی عظیم انقلابی، که معجزه ذکر است و زاده کشف بندگی فروتنان خویشتن خدایی انسان است،  ناگهان عصیان می کند، عصانی که با انتخاب تسلیم مطلق به حقیقت مطلق فرا می رسد و از عمق فطرت شعله می کشد، سپس با تیغ بوداوار بی نیازی و بی پیوندی و تنهایی مجرد می شود و آنگاه از بودا هم فراتر می رود و با دو تازیانه نداشتن و نخواستن همه آن جانوران آدم خوار از پیرامون انسان بودن خویش می تارند و آنگاه آزاد، سبکبال، غسل کرده و طاهر، پاک و پارسا، خود شده و مجرد و رستگار، انسان شده و بی نیاز، به بلند ترین قله رفیع معراج تنهایی می رسد.

شریعتی

مردم ایران

در هفته ای که گذشت یکی از نمایندگان محافظه کار مجلس فدرال کانادا، خطاب به استفن دیون وزیر امور خارجه این کشور می گوید:"ایران می‌خواهد اسرائیل را نابود کند، ایران مردم خودش را شکنجه می دهد و به زندان می‌اندازد، ایران از تروریسم در سرتاسر دنیا حمایت می‌کند و می‌خواهد به یک قدرتِ اتمی‌ تبدیل شود، آیا وزیر می تواند به ما بگوید که چه چیزی را درباره ایران دوست دارد؟" و وزیر امور خارجه کانادا در یک جمله کوتاه جواب او را می دهد: "من مردم ایران را دوست دارم." جوابی که با استقبال گسترده ای از سوی دیگر نمایندگان مواجه می شود.

منبع فیض بوق به نقل از رادیو فردا. ویدیوش رو دیدم

روح

حسم شبیه حس روح یه آدمی مردست که داره میره بهشت...   ... چند روزه اینجوریم خدا بخیر کنه...

پارتی

وقتی بدون پارتی سعی میکنی پیشرفت کنی

به درک

اون هرچند هزار نفری که سال 60 اعدام شدن گور پدرشون چون عضو بزرگترین سازمان تروریستی ضد میهنی داخلی بودن و حاضر نشدن حتی زبونی از عضویتشون انصراف بدن.

چه حالی داری وقتی میگن چندتا سرباز توسط فلان گروهک تروریستی ترور شدن؟ چند برابر اون احساس رو منافقا رو دل این مردم گذاشتن. اصلا سرباز نه فلام مسئول دزد و پدرسوخته... آخه زیر چتر ترور، حتی ترور آدمای بد مملکت ثبات پیدا میکنه؟

گوربابای مسعود رجوی گور بابای عربستان گور بابای هر کی کینه این خاک رو داره

الهام

یکی از دلایل من برای مسلمون بودن پیروی از افرادی مثل مولانا حافظ سعدی خیام عطار و... است.

سوالی که پیش میاد اینکه آیا اینا اصلا مسلمون بودن؟

جواب اینه که مهم نیست چون ما نمیخوام دنبال خودشون بریم در عوض میخوایم دنبال حرفایی که زدن بریم...

پس سوال بهتر اینه که آیا منشا الهام اینا اسلامه؟

جواب اینه که نه اما منشا الهام اینها مشخصا با منشا الهام اسلام یکیه!!!

چرا؟ چون اسلام اولین کسی نیست که این حرفا رو زده اگه نخوایم بگیم انجیل هم به همین منشا نگاه میکرده چون اونم مذهبیه باید بگیم حتی فلاسفه قبل از هر دوشون مثل افلاطون هم به همونجا نگاه میکردن.

فقط بحث اینه که همه جلو این آفتاب بودن اما هرکی به اندازه معرفتش برداشته که اهمیتی هم نداره ماهم به همونجا نگاه میکنیم فکر کنم یه چیزی تو مایه های فطرت باشه

فقط به من بگو

بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ای
برای من فقط بگو ، خواب ِ بدی که دیده ای
اگر که اعتماد ِ تو ، به دست ِ این و آن کم است
تکیه به شانه ام بده ، که مثل ِ صخره محکم است
به پای ِ صحبتم بشین ، فقط ترانه گوش کن
جام به جام ِ من بزن ، جانِ مرا تو نوش کن
اگر کسی در دلِ توست بگو کنار می روم

گناه کن ، به جای ِ تو بر سرِ دار می روم .

افشین مقدم

930722

تا یک ورق از کلیله در گوشم شد               سیصد ورق از شفا فراموشم شد.

تا حالا چند تا پست داشتم که مخاطب خودم و شما بودین اما این یکی مخاطبش خودمم. یه خاطره ای از زبان دکتر الهی قمشه ای نقل میکنم به نظرم خیلی شیرین اومد. دکتر می فرمود که زمانی که ایشون جوان بودند به قول خودشون چهار تا کتاب خونده بودن و فکر میکردن که به علمشون افزوده شده و اینها یکبار با پدرشون یه بحثی راه می اندازند که اتفاقا در اون بحث نظر آقای دکتر نسبت به پدر دانشمندشون نظر جامع تری بوده. ولی خوب تو این بحث دکتر قدری صداشون رو بالا میبرند. خلاصه بعد از پایان بحث برادر بزرگ دکتر پیش ایشون میاد و بهشون میگه آخه شما که انقدر دانشمند شدی و از علوم فلان و فلان کسب کردی و چیزای فراتر از معلومات جاری کسب کردی چطور هنوز نمیدونی که رفتار آدم نسبت به پدرش نباید اینطوری باشه؟ آره اینم جریان ماست که 20 ساله درس میخونیم و از الگوریتمهای مختلف سر درمیاریم و مطالعات علوم انسانی داشتیم و ادعای بلد بودن ریاضی میکنیم اما هنوز تو معاشرت های روزمره مون مراقبت های لازم رو انجام نمیدیم و بعضی موقع ها دوستانمون رو به ناحق از خودمون میرنجونیم.

برسرک

یه مانگا ژاپنی به پیشنهاد یکی از دوستان البته من یه فیلم سینمایی انیمیشنش سه گانه رو ازش دیدم. فیلم جالبی بود روایتش خوب بود و تماشاگر رو نه میداشت اما حتی تا آخر قسمت سوم انگار منتظر یه چیزی هستی که اتفاق نمیفته و آخرش هم نوشت این تازه شروع داستانه!!! پس بقیش رو از کجا ببینم؟ در هر صورت یه انیمیشن که اولش خیلی عادی داره داستان یه جنگ رو خیلی عادی توضیح میده البته از همون اول خشونتش خیلی زیاده ولی هرچی پیش میری فاکتور های جنسی و ماوراییش هم بیشتر میشه البته تلفیق این دوتا تو یه فضای سوررئال توهمی به اضافه بدون ته تموم شدن داستان باعث گیج شدن مخاطب میشه.

باید از انتخاب زاویه و نوع حرکت فیلمبرداری به عنوان یه نکته شاخص این انیمیشن نام برد.

ژوراسیک

امروز رفتم پارک ژوارسیک جای خوبی بود با عروسک بیست سی تا دایناسور و جک و جونور که یکمی حرکتم میکردن. تو میدان بهرود بالای سعادت آباد. قشنگ بود ارزش یه بار رفتن رو داره. یه چیزایی یاد گرفتم مثلا دایناسورها تو دوره تریاس بوجود اومدن و دوره ژوراسیک ادامه داشتن و تو کرتاسه از بین رفتن. سرعتشون بین 30 تا 60 کیلومتر درساعته. ترجمه اسماشون خیلی مسخرس مثل گاو گوشت خوار، سوسمار غیر متعارف، سه شاخ رو صورت یا ... . اینکه همشون تو اروپا و آمریکا مردن البته این به این معنی نیست که فقط اونجا زندگی میکردن معنیش اینه که اونا دانشمند دارن یه استخون میبینن میرن تحقیق میکنن میفهمن این داناسور بوده برا دوره کرتاسه اما تو کرمونشاه استخون ببینیم به جای گرز زیر صندلی راننده برا دعوا برش میداریم

عادت نکردن

یه نکته هم راجع به "عادت نکردن" بگم ببین بعضی چیزا هر چقدر تکرار بشن تکراری نمیشن و مسلما نمیشه بهشون عادت کرد. مثلا میگن رمضون دو سه روز اولش سخته بعد عادت میکنی منم میگم تو سه روز آب نخور ببینم روز چهارم عادت میکنی یا میمیری؟

آدت نمیکنیم

خوب هدیه رو باید دید هرچند زیادم اهل نشخوار سینمای خاتمی نباشی. ولی این جمله فقط قبل از شروع فیلم به ذهنم میرسید چون فیلم میتونست از خودش دفاع کنه.


فیلم با یه تیتراژ قشنگ شروع میشه و بهت یادآوری میکنه زندگی اینور اونور زیاد داره شاید آخر فیلم زیبایی تیتراژ اول یادت بیاد.

از سکانس اول طراحی خوب لباس خود نمایی میکنه این رو تو لباس تک تک بازیگرا میتونستی ببینی. بعد زیبایی این طراحی تو صحنه و طراحی دکور خونه ها هم میتونستی ببینی. نورپردازی صحنه های غالبا تاریک خونه ها هم نشون دهنده یک کار حرفه ای بود.

فیلم داستان زندگی دوتا برادر رو تعریف میکنه که با شیطنت یکیشون و شک همسرش زندگی دوتا خونواده میره رو هوا و ماجراهایی که پیش میاد جلو میره. داستانی که به نظرم خیلی هم حرف تازه و جالب برا گفتن نداشت.

اما این داستان با یه فیلنامه خوب و بازیهای عالی بازیگراش به یه فیلم خوب تبدیل میشه. باید دقت داشت گارگردانی خوب و دقت در جزئیات تونست کیفیت کار رو بالاتر ببره و تماشاچی رو تحت تاثیر خودش قرار بده.


رخ دیوانه

به آخر دوره پستای خیلی خلاصه ماه رمضون نزدیک میشیم:

رخ دیوانه با یه فیلنامه تکراری و سوراخ دار و قابل پیش بینی و تدوین نچسب و بازیای نچندان جالب.

تبریز دوباره

رفتم تبریز و شب خالد رو دیدم و فرداش جلسه چهارساعته سرپا که خوب بودن. عصرشم لاله پارک و دکتر امین و سنگ فرش. جمعه هم دایی و برگشتم

حال

حال ندارم بنویسم شب احیا خوب بود و دوهزار فحش که میخورم هرشب. دیوانه ها به همه سنگ پرت میکنن.

زن

یارو طراح کمپانی های بزگ بازیهای کامپیوتری یا طراح لباس فیلمهای هالیوودی خودش حالش به هم میخوره از دید جنسیتی اغراق شده و ابزار گونه اش به خانما بعد این ور دنیا ما شدیم کاسه داغ تر از آش که اونا خوبن اونا دید برابر دارن اونا اصصصصصصصصصصصصصصصصلا نگاه جنسی ندارن. تو سرتو بکن زیر برف فکر ما هم نفهمیم.


خروج

خوب شما میدونین من حالم از انگلیس بهم میخوره...

خوب این مشخصه که حال نصف بیشتر کره زمین از انگلیس به هم میخوره...

خوشحالم خارج شد از اتحادیه ضعیف میشه، همین که خودشون مثل سگ ترسیده و پشیمونن خوشحالم. آشغالای سواستفاده گر با دوران تاخت و تازتون خداحافظی کنید.

بیشترین ضرر خروج انگلیس از اتحادیه به خودش میرسه.

قمار باز

گر تو مقامر زاده ای در صرفه چون افتاده ای؟

صرفه گری رسوا بود خاصه که با خوب خُتن


پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت

ناخلف باشک اگر من به جوی نفروشم

تغییر

به رفتن عادت کردم. قبلا اینطوری نبودم یه جا که میموندم عادت میکردم. الان شاید انقدر جابجا شدم چسبندگیم کم شده، شاید انقدر کم طاقت شدم.

دارم خوش اخلاق میشم و کم توقع. امیدوارتر شدم ش دعا کنین برام.

اگه دیدی کسی که پشت سر همه پیش تو غیبت میکنه پشت سرت غیبت کرد و تعجب کردی یه جای کارت میلنگه!!!

کاشکی میدونستم چرا بعضیا از گروه های بزرگ مردم متنفرند؟ یعنی یه هو میگه مثلا همه چه میدونم مهندسا نفهمن. و حتی معیارشون یه محک واقعی نیست و فقط و فقط اعتقاد خودشونه. مثلا میگه اینایی که به کلینتون رای دادن یه مشت احمق و بیسوادن بعد میبینه اه با سوادها هم به کلینتون رای دادن میگه باسوادها هم نفهمن!!!

البته در آخر باید گفت

گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست                            گفت حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد


نقش جهان

ماموریت اصفهان... پل خواجو و مردی که افتاد... سی و سه پل و نماد ماسونی... فالوده بستنی... میدان روحانیه نقش جهان و مسجد شاه و شیخ لطف الله و عالی قاپو و بازار... چهل ستون تعطیل است و ... اسپایسی و ... پیاده روی روبروی کلیسای وانک...

این سیب هم برای تو

این سیب گندیده برا خودت

انقدر بده که ارزش نقد نداره داستان قابل پیشبینی و به صورت احمقانه آخر خیر. موضوع منقضی و دیگر هیچ...

من جای سیروس الوند بودم بعد دستهای آلوده سینما رو میبوسیدم میزاشتم کنار.

تو اتوبوس اصفهان تهران دیدم

پوستر احمقانشو نیگا

بارکد

و به نظرم آخرین قسمت سه گانه کیایی...

زیبا از همون اول فیلم امضای فیلمبردار داد میرنه بیننده داری فیلم آقای کیایی رو نگاه میکنی خیالن راحت. چقدر سکانسایی که با هلی کم میگیره رو خوب درمیاره اصلا آدم خوشحال میشه. موسیقی خوبه ولی مثل همه چیزای دیگه به خوبی دوتای قبلی نیست هرچند هنوزم خیلی همه چیز عالیه.

روال تعریف داستان هم جالبه ولی واقعا عصر یخبندان بهتر بود. تدوین برعکس فیلم چیزیه که تو عصر یخبندان جذاب تر انجام شده بود و پیچیدگی عصر یخبندان و خط ویژه خیلی گیرا تر  غافل گیرکننده تر بودن. هرچند اینم دوست دارم یاد ممنتو افتادم و مثل همون موقع فیلم داشتم نو ذهنم تدوین رو درست میکردم که لذت بخش بود.البته نباید اشتباه کرد و این رو یه روایت معکوس از واقعیت دونست بلکه تو این فیلم واقعیت معکوس روایت شده بود به قول میلاد نمیدونم متوجه حرفم میشین؟

پیچیدگی داستان تو سکانس اول سوار شدن سحر دولتشاهی به بی ام و که آدم فکر میکنه اون لحظه عاشق شدنه و بعد اصلا شاید وقتی داستان سحر رو میشنوی یاد اون سکانس هم نیفتی...

بستن امیدوارانه یه داستان با داستانک های نارحت کننده مثل جدایی سحر کاریه که مصطفی کیایی نشون داده به خوبی بلده. سکانس آخر دوست داشتنی بود ولی خوب هرچند کلیشه ایه اما در مقایسه با آخر عصر یخبندان خیلی ساده بود.

ترکیب هماهنگ فیلمبرداری تدوین نویسندگی و کارگردانی باعث میشه بعد از چند فیلم نه چندان دل چسب امروز احساس کنم یه فیلم خوب دیدم.

خوب نمیشه از بازی های فوق العاده همه بازیگرا گذشت سحر رو زیاد دوست ندارم ولی همه خیییلییی خوب بودن چقدر ترکیب محسن کیایی و بهرام رادان ساده و احقمانه (همونطور که نبودن) و خوب بود یا گریم پژمان بازغی رو بیشتر از همیشه دوست داشتم. چه دیالوگای خوبی... تو فیس بوکم، از دست تکون دادنت معلومه دهنت صاف شده، یه تیر میزنم تو پات و الخصوص همه دیالوگا...

خرده

رمضان یا حال ندارم یا بد اخلاقم :) خدا قبول کنه.

یکی میگفت مسلمونا آشغالن! الان فهمیده مردهای ایرانی هم همینطور!! به تحقیقاتش ادامه بده میتونه به جاهای خوبی برسه!!!

یکی لگد میزنه...    ... من میخورم.

یکی زنگ میزنه حال میده. دمش گرم. ولی من انگار از هرکی دوستم داره دورترم.

مصاحبه دارم خدا قبولم کنه.

مسواک نمیزنم خیلی بده مادرم دوست نداره همیشه میگه بزن.

همیشه بدهکارم خوبه باعث میشه خرجم کمتر بشه تلاشم بیشتر.

عاشق ایرانم اصل و حاشیش.

فارسی

زبان پارسی با اینکه یکی از ارکان اصلی هویت ایرانی است و به عنوان زبان ملی و رسمی ایران شناخته شده‌است، ولی هویتی بسیار فراتر از فلات ایران دارد. و به همین دلیل عصر ارتباطات و دهکده جهانی آنرا آسیب‌پذیر نمی‌کند. فارسی از حدود سال ۱۰۰۰ میلادی تا ۱۸۰۰، زبان میانجی بخش بزرگی از غرب و جنوب آسیا بود. به عنوان نمونه پیش از استعمار هند توسط انگلیس، در زمان حکومت گورکانیان در هند، که ادامه دهنده امپراتوری تیموریان در هند بودند، فارسی زبان رسمی این امپراتوری وسیع بود. یا نقل می‌کنند که وقتی که شاه اسماعیل صفوی در ابتدای یکی از جنگ‌های خود قطعه شعری به زبان ترکی آذربایجانی برای پادشاه عثمانی فرستاد، پادشاه عثمانی شعری فارسی را در جواب او، برای شاه اسماعیل پس فرستاد. زبان فارسی جدا از اینکه زبان اصلی و یا زبان دوم مردم سرزمین ایران با قومیت‌های مختلف بوده‌است، نفوذ بسیاری در کشورهای مجاور خود همچون هند و عثمانی داشته‌است؛ و در دوره امپراتوری گورکانیان زبان فارسی در هندوستان زبان رسمی اداری و نظامی بوده‌است و در کنار نفوذ زبان فارسی، نفوذ فرهنگ ایرانی هم در فرهنگ‌های دیگر دیده می‌شود و به طور مثال در امپراتوری گورکانیان در کنار دین اسلام، فرهنگ ایرانی جزو سرلوحه‌های فرهنگی‌شان بوده‌است.

زبان فارسی پس از عربی زبان دوم اسلام است و امروزه هم گروندگان به اسلام در چین و دیگر نقاط آسیا فارسی را به عنوان زبان دوم متون اسلامی پس از عربی می‌آموزند.[۳۱] برای گروندگان به بهاییت در سطح جهان، زبان فارسی زبان اول دینی آن‌ها است.

فارسی از نظر شمار و تنوع ضرب‌المثل‌ها در میان سه زبان اول جهان است.

در قرن نهم هجری (پانزدهم میلادی) که دربار بزرگ عثمانی وارث دربارهای کوچک و محلی سلجوقیان روم گشت، نظام دیوانی و تشکیلات اداری سلاجقة روم، که با تدبیر و راهبری وزیران و دبیران ایرانی قوام یافته بود، بعنوان یک الگوی سیاسی پذیرفته شد. سلاطین عثمانی در اشاعة زبان فارسی، چه در مکاتبات درباری و صدور احکام و فرامین دیوانی و چه در خلق آثار فارسی‌گویندگان و نویسندگان، نقش مؤثری، همچون مخدومان سلجوقی خود، داشته‌اند.

عثمانیان در آغاز، مراسلات و نامه‌های دیوانی را، به تبعیت از سلاطین سلجوقی در روم، به فارسی می‌نوشتند. منشآت السلاطین احمد فریدون‌بیگ منشی[[۶] در قرن دهم هجری (شانزدهم میلادی) تعداد زیادی از مکاتبات رسمی و فارسی پادشاهان عثمانی را، از عصر تیمور تا صفویه، دربر دارد. این مجموعه سند معتبری است از اهمیت زبان فارسی در مناسبات سیاسی و روابط دیپلوماسی فرمانروایان این منطقه که همیشه عده‌ای از «منشیان بلاغت شعار» را در دستگاه خود داشتند. میراث فرهنگی ایرانی که از ترکان غزنوی به ترکمانان سلجوقی در شرق و از اینان به هم‌کیشانشان در غرب رسیده بود، اینک بدست ترکان عثمانی در اروپا انتشار می‌یافت.

فارسی از لحاظ تعداد گوینده زبان 12 تا 13 دنیا است.

منبع پدی ویکیا

اینم جالبه

 

 

شکر

زان خشم دروغینش زان شیوه شیرینش

داشتن

اونی که فکر میکنی داری رو داری به نظرم به چیزای بیشتری فکر کن

حیف دارم به چیزای کمی فکر میکنم

بزرگ شو بزرگتر

از زمین فاصله بگیر از بالا نگاه کن از بالاتر از نخبه ها رهبرا و پیامبرا

روزه

نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل/نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه


ای برادر تو همان اندیشه‌ای/ما بقی تو استخوان و ریشه‌ای


نیست در کس کرم و وقت طرب می‌گذرد/چاره آن است که سجاده به می بفروشیم


به می، سجّاده رنگین کُن، گَرَت پیر مُغان گوید/که سالِک، بی‌خبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزل‌ها

سوخت

یه چارت برای مصرف بهینه سوخت تو دنده های مختلف

منبع


ساعت

با پیشرفت علم و دانش بشری، بتدریج ساعتهای دقیق تر مکانیکی، وزنه‌ای، فنردار، برقی، باتری دار و کامپیوتری جای ساعتهای آبی، آفتابی و ماسه‌ای را گرفتند . مخصوصا" از زمان استفاده انسان از فنر جهت راه انداختن چرخ‌های دندانه دار، که به ساعت شمار و دقیقه و حتی ثانیه شمار متصل هستند، سنجش دقیق زمان برای همه بطور ساده امکان پذیر گردید . در اوایل قرن شانزدهم اولین ساعت مچی آهنی، که نسبتاً" زمخت بوده، توسط یکنفر آلمانی ساخته شد . بعدها اواخر قرن هجدهم با استفاده از فنر و چرخ دندانه‌های بسیار کوچک،امکان ساختن ساعتهای مچی ظریف بوجود آمد،اولین ساعتهای مچی شبیه ساعتهای امروزی، در کشور سوئیس «از سالهای 1790 به بعد» ساخته شد.و بانگارش اعداد انگلیسی دقیقتر گردید.

منبع

جی پی اس

در دوران جنگ سرد و پس از حمله غافلگیرانه به Pearl harbor در 7 دسامبر 1941 آمریکاییها احساس خطر کردند و با دلیل نگرانی از آغاز جنگ ناگهانی و از دست دادن مستعمراتشان شروع به طراحی GPS نمودند.

GPS های اولیه بسیار پیچیده بودند و کار با آنها بسیار سخت بود . به مرور زمان GPS ها بسیار پیشرفته تر شدند ولی این دستگاه فقط در اختیار وزارت دفاع آمریکا بود و هیچ سازمانی دیگر قادر به استفاده از این تکنولوزی نبود . پس از سقوط هواپیمای 007 کره ای در روسیه به خاطر ناوبری اشتباه, ریگان(رییس جمهور وقت امریکا) اعلام کرد که استفاده از GPS برای عموم آزاد است .

منبع

اعتماد به خدا

... در جنگ بدر وقتی‌که کفّار بنا کردند شعار دادن و بتهای خودشان را اسم آوردن، پیغمبر فرمود به مسلمانها بگویید: اَللهُ مَولانا وَ لا مَولی‌ لَکُم؛(۳) خدا مولای ما است، پشتیبان ما است، قدرت ما متّکی به قدرت او است و شما ندارید این را؛ همین‌جور هم شد...

... در بین جهادها جهادی هست که خدای متعال در قرآن آن را «جهاد کبیر» نام نهاده: وَ جٰهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا؛(۴) در سوره‌ی مبارکه‌ی فرقان است؛ «بِه‌» یعنی به قرآن، «جٰهِدهُم بِه‌» یعنی به‌وسیله‌ی قرآن با آنها جهاد کن؛ جِهاداً کَبیرًا. این آیه در مکّه نازل شده. درست توجّه کنند جوانهای عزیز! در مکّه جنگ نظامی مطرح نبود؛ پیغمبر و مسلمانها مأمور به جنگ نظامی نبودند، کاری که آنها میکردند کار دیگری بود؛ همان کار دیگر است که خدای متعال در این آیه‌ی شریفه میگوید: وَ جٰهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا. آن کارِ دیگر چیست؟ آن کارِ دیگر، ایستادگی و مقاومت و عدم تبعیّت [است.] فَلا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ جٰهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا؛(۵) از مشرکین اطاعت نکن. اطاعت نکردن از کفّار همان چیزی است که خدای متعال به آن گفته جهاد کبیر. این تقسیم‌بندی غیر از تقسیم‌بندی جهاد اکبر و جهاد اصغر است: جهاد اکبر که از همه سخت‌تر است، جهاد با نفْس است، همان چیزی است که هویّت ما را، باطن ما را حفظ میکند؛ جهاد اصغر، مجاهدت با دشمن است، منتها در بین جهاد اصغر یک جهاد هست که خدای متعال آن را «جهاد کبیر» نام نهاده که آن همین است. «جهاد کبیر» یعنی چه؟ یعنی اطاعت نکردن از دشمن، از کافر؛ از خصمی که در میدان مبارزه‌ی با تو قرار گرفته اطاعت نکن. اطاعت یعنی چه؟ یعنی تبعیّت؛ تبعیّت نکن. تبعیّت نکردن در کجا؟ در میدانهای مختلف؛ تبعیّت در میدان سیاست، در میدان اقتصاد، در میدان فرهنگ، در میدان هنر. در میدانهای مختلف از دشمن تبعیّت نکن؛ این شد «جهاد کبیر».
 این تبعیّت نکردن آن‌قدر مهم است که خدای متعال پیغمبر خود را مکرّر به آن توصیه میکند. آیه‌ی تکان‌دهنده‌ی اوّل سوره‌ی مبارکه‌ی احزاب: بِسمِ‌اللهِ‌الرَّحمنِ‌الرَّحیم * یٰاَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللهَ وَ لا تُطِعِ الکٰفِرینَ؛ [میفرماید] «اِتَّقِ اللهَ وَ لا تُطِعِ الکفِرین»! پیغمبر! تقوا داشته باش و از کافران تبعیّت نکن؛ اِنَّ اللهَ کانَ عَلیمًا حکیمًا،(۶) ما میدانیم مشکلات تو را، ما میدانیم فشارهایی که بر تو وارد میکنند تا تو را وادار به تبعیّت کنند -تهدید میکنند، تطمیع میکنند- امّا شما مراقب امر و نهی الهی باش، اِتَّقِ اللهَ، حواست جمع باشد. وَ لا تُطِعِ الکٰفِرین؛ این اطاعت نکردن از کافرین، آن چیز بزرگ و مهمّی است که خدای متعال با این لحن با پیغمبرش حرف میزند.
 خب، اطاعت از کافرین نکن، پس چه‌کار کن؟ وَ اتَّبِع ما یوحی‌ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرًا.(۷) [میفرماید:] یٰاَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللهَ وَ لا تُطِعِ الکفِرینَ و المُنفِقینَ اِنَّ اللهَ کانَ عَلیمًا حکیمًا * وَ اتَّبِع ما یوحی‌ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرا؛(۸) از آنها تبعیّت نکن؛ تو برنامه داری؛ تو برنامه‌ی کار داری، برنامه‌ی زندگی داری؛ وحی الهی تو را تنها نگذاشته است؛ قرآن در اختیار تو است، اسلام در اختیار تو است، برنامه‌ی اسلام در اختیار تو است؛ این راه را برو. ببینید اینها همه آیات اوّل سوره‌ی احزاب است؛ پشت سر هم؛ اوّل، اِتَّقِ اللهَ وَ لا تُطِعِ الکفِرینَ وَ المُنفِقین؛(۹) بعد، وَ اتَّبِع ما یوحی‌ اِلَیکَ مِن رَبِّک؛(۱۰)
 پشت سر [آن‌]، جواب این سؤال است که خب، خطر وجود دارد، فشار می‌آورند؛ وَ تَوَکَّل عَلَی اللهِ وَ کَفی‌ بِاللهِ وَکیلا؛(۱۱) در مقابل همه‌ی این فشارها به خدا تکیه کن؛ به خدا تکیه کن. توکّل معنایش این نیست که کار را رها کنید بنشینید تا خدا بیاید عوض شما کار را انجام بدهد؛ این نیست؛ توکّل این است که شما راه بیفتید، عرق بریزید، تلاش کنید، آن‌وقت یقین داشته باشید که خدای متعال شما را کمک خواهد کرد...

...

بیانات 950303

موزه

نجف زاده از موزه لوور فرانسه با نام بزرگترین انبار اموال مسروقه دنیا اسم میبرد.

راست میگه اما مثلا اگه اون نقش شیر که مال تخت جمشیده و اونجاست اونجا نبود تا حالا حتما نابود میشد. در ضمن اونا پول همه لوازم رو پرداخت کردن.

ولی حتی اگه پولشو پرداخته باشند چون میدونستن از کسی میخرن که مال اون نیست مصداق مال خریه و در تمام سیستم های حقوقی جهان شریک دزد حساب میشن.

گوشتخوار

یکی از فامیلا مدتیه گوشت رو گذاشته کنار بهش میگم آخرین باری که گوشت خوردی کی بود میگه وقتی فلانی برام غذا درست کرد انقدر بدمزه بود که از گوشت رفتم.

دزدی در بازی اقتصاد

حجم دلار در جریان که «ذخیره ارزی» بسیاری از کشورها قرار گرفته چهار دهه است که از میزان طلا در آمریکا بیشتر شده و دارد بازهم بیشتر می‌شود. همه تلاش سران آمریکا دلاریزاسیون کردن اقتصاد جهان پس از جنگ جهانی دوم (از دهه چهارم قرن 20) بود که قدرت‌های اقتصادی سابق به فلاکت افتاده بودند. 

این سیاست به تحقق رسید و دلار آمریکا پایه معاملات بین‌المللی از جمله نفت، طلا و ... و «ریزرو کورنسی» و یک ذخیره جهانی و ستون قدرت آمریکا شده است، قدرتی بالاتر از توان نظامی. این قدرت در دهه یکم قرن 21 چند تهدید زبانی را که از مرحله «حرف» خارج نشدند از سر گذرانید. ازجمله اندرز برخی مقاله‌نگاران و سیاسیون محلی به دولت‌های متبوع به «فروش ذخایر دلار خود»، «جانشین ساختن دلار با پولی دیگر»،

بیش از دو‌سوم دلارهای چاپ شده در آمریکا در خارج از این کشور رایج هستند وافزایش دلارهای برون‌مرزی روزافزون است به‌گونه‌ای که در پاره‌ای از مناطق جهان به نظر می‌رسد جای پول ملی را گرفته‌اند و در مناطق بحران‌زده اقتصادی، بورسی شده‌اند و مطابق سهام، خرید و فروش می‌شوند.

در سال 1995 میزان دلار در گردش در سطح جهان 380 میلیارد بود و در سال 2004 هفتصد میلیارد، یعنی در فاصله 9 سال تقریبا دو برابر شده است که بیش از دوسوم آن در خارج از آمریکا است. این، مربوط به اسکناس چاپ شده است و در آن، معاملات اعتباری به حساب نیامده است. در داخل آمریکا به جای پول نقد، مردم با چک و کردیت کارت معامله و خرید می‌کنند.

منبع

دلار آمریکا در چند دهه اخیر واحد استاندارد محاسبه در بازارهای بین‌المللی برای کالاهایی چون نفت و طلا قرار گرفته است. حتی بسیاری از کشورها که با آمریکا ارتباط ندارند محصولات خود را بر حسب دلار قیمت‌گذاری می‌کنند.
پیدایش یورو (پول واحد اروپایی) ارزش برابری دلار را پایین آورده و در نتیجه ارزش ذخایر ارزی کشورها کمتر شده است. 

به گفته برخی از کارشناسان امور پول، اگر کشورهای عربی صادرکننده نفت دلارهای نفتی خود را در آمریکا پس‌انداز نکنند، وضعیت حساس خواهد شد و به‌همین جهت است که آمریکا می‌کوشد قدرت سیاسی ـ نظامی خود را حفظ کند تا دلار به عنوان پول بین‌المللی باقی بماند.

منبع عکس ex.com که نشون میده تو چند سال گذشته ارزش دلار کمتر از یک سوم شده و باتوجه به اینکه حدود دوسوم اسکناس های دلار در اون زمان در خارج از آمریکا بوده این به این معنیه که به اندازه ارزش نصف دلار هایی که اول این داستان وجود داشته فقط از خارجیا دزدی کرده