فرشته بودم

فرشته بودم

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی / بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز
فرشته بودم

فرشته بودم

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی / بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز

اعداد

تاریخ

در آغاز، مفهوم عدد بسیار محدود بود. حتی اعداد را تا ۲ بیشتر نمی‌توانستند بشمارند. نخستین اعدادی که انسان در جایی نگاشته اعداد صحیح مثبت مثل یک، دو، سه و … بوده. پیش از ابداع عدد صفر ریاضیات توان پیشرفت چندانی نداشت و این ریاضی دانان هندی بودند که در حدود سدهٔ هفتم میلادی به استفاده از عدد صفر سامان بخشیدند و موجب رواج آن شدند.[۱] برای عدد، مرزی برای شمار داشتند. برای نمونه، زمانی در بسیاری جاها، مرز شمار، عدد ۶ بود. تا ۶ می‌شمردند و پس از آن را «بسیار» می‌گفتند. در زبان روسی نیز ضرب‌المثلی به این مفهوم وجود دارد که «هفت نفر منتظر یک نفر نمی‌مانند»، که بازهم منظور این است که تعداد زیادی منتظر یک نفر نمی‌مانند. همچنین در داستان‌ها، وقتی از پادشاهی صحبت می‌شود که در قصری است که هفت برج و بارو دارد، یا هفت دریا، هفت سرزمین، هفت آسمان و… همه جا «هفت» به معنای بسیار به کار رفته‌است.[نیازمند منبع] عدد سیزده نیز چنین سرنوشتی دارد. دوازده را «دوجین» می‌گفتند و چون پس از آن را نمی‌شناختند، روی آن نام «دوجین شیطانی» گذاشتند. از اینجا، عدد سیزده نحس شد. چرا که پس از دوازده برای آن‌ها ناشناخته بود و خبر از ابهام و تاریکی می‌داد. البته پیشامدها یا روایت‌هایی هم به نحسی سیزده کمک کرد. مثلاً روایتی هست مبنی بر این که در شام آخر، نفر سیزدهم به عیسای مسیح خیانت کرد و او را لو داد. وگرنه عدد ۱۳ با عددهای دیگر هیچ تفاوتی ندارد.[نیازمند منبع] (نمونه‌های دیگری هم از این‌گونه، برای برخی عددها داریم. چلچراغ به‌معنای درست ۴۰ چراغ نیست. هزارپا نیز به‌معنای این نیست که این جانور ۱۰۰۰ پا دارد). برخی عددها هم نشانهٔ عدد شماری بوده‌است. دست پنج انگشت دارد و اغلب چیزها را به یاری انگشتان دست و پا می‌شمردند. واژهٔ پنج از پنجه گرفته شده‌است. زیرا پنجه دارای ۵ انگشت است. در زبان فارسی، واژهٔ سی با واژهٔ سه، هم‌ریشه است. همین‌طور چهل با چهار، پنجاه با پنج و… ولی واژهٔ بیست، هیچ ربطی به واژهٔ «دو» ندارد. این نشانهٔ آن است که عدد ۲۰ به معنای مجموعهٔ انگشتان دست و پاست و در زمان‌های دور، مبنای عدد شماری بوده‌است. در زبان فرانسوی به بیست می‌گویند «وَن» که هیچ ربطی به (دو=deux) ندارد. به جز آن، به هشتاد می‌گویند «چهار بیست تا» و به نود می‌گویند «چهار بیست تا و ده تا». تنها در دوره‌ای از پیشرفت تمدّن به بی‌پایان بودن عددهای طبیعی پی بردند و به‌عنوان نمونه، اقلیدس (سدهٔ سوّم پیش از میلاد) ثابت کرد که تعداد عددهای اوّل، بی‌نهایت است.

نگارش

طریقه نوشتن اعداد در پارسی و عربی به یک شکل است اما کشورهای عربی تقریباً در ۵۰ سال گذشته مدل نوشتن اعداد به سبک غربی را بیشتر بکار می‌برند. آن‌ها می‌گویند نوشتن اعداد به صورت غربی تکامل‌یافته اعداد به سبک عربی است، اروپاییان تا حدود ۵۰۰ سال قبل از عددنویسی رومی به صورت I. II.III IV.VI ,... استفاده می‌کردند که در نوشتن اعداد چند رقمی بزرگ کار سختی بود. آن‌ها ۵۰۰ سال قبل برای اولین بار نوشتن اعداد را به سبک عربی بکار گرفتند و آن را بهبود بخشیدند و تفاوت اعداد در نوشتن عربی با غربی بسیار اندک است.

بازی

یه نفره

کلانشهر، فال ورق، 30ریل، کاردستری، سودوکو، جدول


دونفره

تخته نرد،جت ست، دوز7تایی، دوز کاغذی، فکربکر، شطرنج، اسکچرز


چهار نفره

حکم، دوموینو**، شلم، پوکر، بی دل، دوز چهارنفره، 11**، 


چند نفره

مافیا،  تاس**، دبرنا، استوژیت**،  اسکربل**، چارچی**، جنگا**، مار و پله**، ریم**، تهران۱۴۱۰، UNO، پوکر، کریپتد**


بیرون

بدمینتون، پینگ پنگ، فریزبی، بیلیارد

فاقد معنی

راستش یه مفهومی تو ذهنمه راجع به اینکه تو مذهب و حکومت مفاهیم عوض میشن و بی معنی هستن

وقتی طرف مقابل ما نسبت به معنی کلمات پایبند نیست ما نمیتونیم باهاش دیالوگ کنیم

وقتی فتحعلی علیرغم نظرات گذشته خود عنوان میکنه مستضعفین را بد معنا میکنند؛ مستضعفین یعنی  پیشوایان عالم بشریت.

یا در پاسخ به سئوال دانشجویی که علت ممنوعیت ماهواره را پرسیده بود، ترجیح داد تاکید کند که مردم به نمایندگانشون در مجلس گفتن که ممنوعش کنه و به رغم ممنوعیت قانونی، مردم به صورت آزادانه در حال استفاده از ماهواره هستند!

یا مثلا هم به معنی گوشت خوکه ما همبرگر داریم بدون گوشت خوک

یا مثلا الم

به نظرم میرسه طرف ما همه چی واسه ما بی معنیه

فال داده کاوی

فال گرفتم محکم دراومد که میفتم

خودارضایی

علاوه بر احساس لذت جنسی، خودارضایی برای رهایی از تنش‌های جنسی به ویژه در هنگامی که شریک جنسی در دسترس نیست انجام می‌شود.

اینک اجماع پزشکی بر آن است که خودارضایی به لحاظ پزشکی سالم و به لحاظ روان‌شناختی عادت و رفتاری طبیعی و نرمال است.

در هزلیات سعدی معلم اخلاق شیخ اجل امده:

دی مردکی آب پشت می‌ریخت به دشت / می‌گفت و از این حدیث می درنگذشت

باری چو گناه‌کار می‌باید بود / هم در کف پاک به که در کون پلشت

روز جهانی خودارضایی رویدادی است که در بیست و هشتم ماه مه هر سال و برای پشتیبانی از حق طبیعی افراد برای انجام خودارضایی برگزار می‌گردد. نخستین رویداد روز جهانی خودارضایی به تاریخ ۷ می ۱۹۹۵ و پس از آن‌که فروشگاه گود وایبریشنز (سکس شاپی واقع در کالیفورنیا) با طرفداری از جنبش آزادی جنسی، این روز را به پاسداشت جراح کل ایالات متحده آمریکا خانم جویسلین الدرز، که رئیس‌جمهور وقت آمریکا، بیل کلینتون، وی را به سبب پشتیبانی از قرارگیری آموزش مسائل جنسی در کتب درسی دانش‌آموزان اخراج کرده بود، برگزار کرد. خانم الدرز در ۹ دسامبر ۱۹۹۴ از کارش اخراج شد.

ویکی

بدون منبع

وارن بافت چهارمین فرد ثروتمند جهان با ثروت بیش از 80میلیارد دلار تو مصاحبه‌ای اعلام کرد علت موفقی من جـ‌ق زدن بوده!!!

بزرگوار اعتراف کرده از 14سالگی بکوب میزده و بعد از جـ‌ق زدن یه تمرکز عجیبی پیدا میکرده و میتونسته راحت ایده‌هاش رو روی کاغذ بیاره و اگه جـ‌ق نبوده مجبور میشده به مواد مخدر رو بیاره!!

داروین

چارلز رابرت داروین (به انگلیسی: Charles Robert Darwin) (زاده ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ انگلستان – درگذشته ۱۹ آوریل ۱۸۸۲، انگلستان)

بیش از هر چیز برای یافته‌هایش در زمینه دانش فرگشت شناخته می‌شود. او این نظریه را مطرح کرد که همه گونه‌ها دارای نسبی مشترک هستند؛

ویکی

فروید

زیگیسموند شلومو فروید، ۶ مهٔ ۱۸۵۶ – ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۹

به نظر او لیبیدو انرژی روانی -جنسی است. منبع آن اروس یعنی مجموع غرایز زندگی است. لیبیدو با مرگ میجنگد و می‌کوشد انسان را در هر زمینه به پیروزی برساند.

سوءتفاهم بسیاری در مورد بیشتر مفاهیم فرویدی وجود دارد، از جمله مفهوم «لیبیدو» که با شهوت یکی دانسته شده‌است یعنی «به فروید این‌طور نسبت می‌دهند که گویی او همه چیز را بر اساس سکس می‌دانسته‌است» در حالیکه فروید «به جای کلمه عرفانی و شاعرانه عشق، کلمه تکنیکی تر و حرفه‌ای تر سکسوالیته را انتخاب کرد» «در حقیقت او بارها اعلام کرده که واژه‌های عشق، سکسوالیته، erotisme و Eros را معادل یکدیگر به کار می‌برد. liebe فرویدی معنای عشق، اشتیاق و ژویی سانس را در یک کلمه داراست.»

منبع مثل همیشه ویکی

زئوس

در اساطیر یونانی، پادشاه خدایان و فرمانروای تمام زیارتگاه‌های واقع در کوه المپ است. او کوچکترین فرزند کرونوس و رئا از نژاد تیتان‌ها بود. معادل آن در اسطوره‌های رومی ژوپیتر و در دین کرتیان ولخانوس است. نام زئوس مربوط است به کلمهٔ یونانی dios به معنی «درخشان».

زئوس ایزد آسمان رخشان و نیز توفان به‌شمار می‌رفت و هم بدین دلیل سلاح او آذرخش بود که آن را به سمت کسی که او را ناخشنود کرده، پرتاب می‌کرده‌است. مواردی که او را بسیار خشمگین می‌کرد دروغگویی، پیمان‌شکنی و خیانت بوده‌است. از دیگر نشانه‌های او می‌توان به عصای سلطنتی، بلوط، عقاب و سپرش (ساخته شده از پوست بز آمالتئا) اشاره کرد.

* اینکه میگن خدا رعد و برق میزنه به گناه کارا از این خدا گرفته شده انگار

در داستان ایلیاد وی به خانواده‌اش چنین می‌گوید: «من قدرتمندترین هستم. بیازمایید تا بر شما آشکار شود. طنابی از طلا به آسمان ببندید و آن را استوار نگه دارید، تمامی خدایان و الهه‌ها. شما نمی‌توانید زئوس را فرود آورید. اما من اگر بخواهم شما را به زیر بکشم، آنگاه خواهم توانست. من طناب را به کنگرهٔ المپ استوار می‌بندم و همه در هوا آویزان خواهند ماند، آری، هم زمین و هم دریا.» با وجود این، زئوس نه قادر متعال بود و نه دانای کل. هم می‌شد با او به مخالفت برخاست و هم او را فریفت. در ایلیاد پوزئیدون، و نیز هرا، او را می‌فریبند. گهگاه سخن از این می‌رود که قدرت مرموز و اسرار آمیز، یعنی سرنوشت یا تقدیر از زئوس نیرومندتر بوده‌است. هومر هِرا را برمی‌انگیزد تا با لحنی سرزنش آمیز از او بپرسد که آیا می‌تواند انسانی را که تقدیر محکوم به مرگ کرده‌است دوباره زنده کند یا نه؟

* ولی تو انجیل متی فصل 4 میگه خدای خود را میازما: 5سپس ابلیس او را به شهر مقدّس برد و بر فراز معبد قرار داد 6و به او گفت: «اگر پسر خدایی، خود را به زیر افکن، زیرا نوشته شده است: «”فرشتگان خود را دربارۀ تو فرمان خواهد داد و آنها تو را بر دستهایشان خواهند گرفت، مبادا پایت را به سنگی بزنی.“مزمور ۹۱‏:۱۱ و ۱۲.» 7عیسی به او پاسخ داد: «این نیز نوشته شده که، «”خداوند، خدای خود را میازما.“تثنیه ۶‏:۱۶.»

فرصت دوباره

فرصت دوباره بد نیست ولی بعضی وقتا به طرفتون اجازه میده تو تعامل باشما در برابر نقاط ضعفتون رشد منفی کنه یعنی یاد بگیره گولتون بزنه

جنگ فلسطین

منابع ویکی

پس از وقوع جنگ عرب‌ها و اسرائیل در سال ۱۹۴۸، در موافقت‌نامه‌های آتش‌بس موقت مابین اسرائیل و کشورهای عرب همسایه آن هیچگاه از فلسطین به عنوان یک سرزمین مجزا نامی برده نشد. در این موافقت‌نامه‌ها فلسطین بین اسرائیل، مصر، سوریه و اردن تقسیم شد. اسرائیل علاوه بر مناطقی که سازمان ملل متحد تقسیم‌بندی کرده بود ۲۶ درصد از سرزمین‌های تحت قیمومت در غرب رود اردن را نیز تصرف کرد. اردن نیز ۲۱ درصد از سرزمین‌های تحت قیمومت را تصرف و به خاک خود ضمیمه کرد. بیت‌المقدس به دو بخش تقسیم شد، و اردن بخش‌های شرقی از جمله شهر باستانی را در اختیار گرفته، و اسرائیل بخش غربی را در اختیار گرفت. مصر نیز باریکه غزه را در اختیار گرفت.

به رغم آنچه که در منشور جامعه ملل آمده بود و خواستار توجه به خواسته‌های عرب‌ها و یهودیان فلسطین در اعطای حکم قیمومت شده بود اما تصمیم اعطای قیمومت خواسته‌های مردم فلسطین را مدنظر قرار نداد. این امر اهمیت بسیاری یافت چرا که دولت انگلیس تقریباً پنج سال پیش از دریافت حکم قیمومت فلسطین از جامعه ملل به سازمان صهیونیست‌ها تعهد داده بود سرزمین ملی یهودیان را در فلسطین تأسیس کند، چرا که رهبران صهیونیست‌ها با ارائه شواهد تاریخی مدعی بودند اجدادشان دو هزار سال پیش از پراکندگی یهودیان در فلسطین می‌زیسته‌اند.

حماس  در سال ۱۹۸۷  به عنوان شاخه فلسطینی اخوان‌المسلمین تأسیس شده و هدف خود را «آزادی تمامی خاک فلسطین» اعلام کرده‌است.

اختلافات حماس با دیگر گروه‌های فلسطینی به ویژه جنبش فتح شدت گرفته و یک سال بعد در تابستان ۲۰۰۷ به یک جنگ تمام عیار تبدیل شد. جنگ داخلی فلسطین باعث تجزیه فلسطین به دو منطقه شد. حماس در این نبرد غزه پیروز شده و کنترل کامل نوار غزه را به دست گرفت اما در کرانه باختری شکست خورده و فعالیت آن در این منطقه غیرقانونی اعلام شد.

جنگ داخلی فلسطین یا نزاع فتح و حماس یا نبرد برادران به منازعه دو سازمان سیاسی نظامی فلسطینی فتح و حماس گفته می‌شود. این درگیری از هنگام پیروزی حماس در انتخابات مجلس فلسطین ۲۰۰۶ آغاز شد. در نیم‌روز ۵ مه ۲۰۰۷ به شکل یک جنگ مسلحانه درآمد و اوج آن از ۷ تا ۱۴ ژوئیه ۲۰۰۷ در غزه بود که طی نبرد غزه ۲۰۰۷ با موفقیت حماس و اشغال سازمان‌های امنیتی حکومت خودگردان فلسطین توسط گردان‌های عزالدین قسام به پایان رسید. از آن پس فلسطین در عمل به دو دولت مجزا در نوار غزه و کرانه باختری رود اردن تجزیه شده‌است. در طول این نبردها، آسیب‌های شدیدی به فلسطینیان بویژه در نوار غزه وارد آمده و گزارش‌های متعددی از نقض فاحش حقوق انسان‌دوستانه وجود دارد. برخی از مقامات از جمله وزیر خارجه مصر احمد ابوالغیط ایران را متهم به تشویق و تجهیز حماس برای آغاز این نبرد می‌کنند

در طول یک هفته درگیری دست‌کم ۱۶۱ فلسطینی و دو امدادرسان سازمان ملل کشته شده و بیش از ۷۰۰ نفر زخمی شدند.

برخی از اعضا و نزدیکان حماس پس از موفقیت این جریان اسلام‌گرا از اجرای قوانین اسلامی در نوار غزه خبر دادند. اما خالد مشعل رهبر در تبعید حماس (ساکن دمشق) این ادعاها را رد کرد.

منوچهر متکی، وزیر پیشین امور خارجه در مصاحبه‌ای مطبوعاتی در قطر اتهامات حمایت مالی و نظامی را رد کرد و مدعی شد که ایران تنها از گروه حماس، «حمایت معنوی» می‌کند.

با وجود تکذیب دولت ایران، یک مقام حماس در گفتگو با روزنامه تایمز لندن آموزش شبه نظامیان حماس در ایران و توسط سپاه پاسداران را تأیید کرد. وی گفت که ۳۰۰ تن از نیروهای حماس برای طی دوره‌های آموزشی مخفیانه به ایران اعزام شده‌اند. به گفته وی از هنگام آغاز درگیری‌ها تاکنون هفت گروه برای طی دوره‌های شش‌ماهه به ایران اعزام شده‌اند. این فرمانده ارشد گفت: «ایران مادر ما بوده و به ما اطلاعات و تجهیزات نظامی داده و به لحاظ مالی از ما حمایت می‌کند.»

ولی روابط خوب حکومت ایران با جنبش حماس با شروع بهار عربی از بین رفته‌است. با شروع جنگ داخلی سوریه، ایران با رهبران حماس اختلاف نظر اساسی پیدا کرده و هردو طرف تمایل کمتری برای همکاری‌های دوجانبه از خود نشان می‌دهند. این سردی روابط علی‌رغم حمایت ایران از جنبش حماس در جنگ عملیات ستون دفاعی پابرجا ماند.[۲۶] از دیگر مهم‌ترین دلایل می‌توان به روی کار آمدن دولت اخوان المسلمینی در مصر به رهبری محمد مرسی اشاره کرد که موجب شد حماس، برادران سنی خود را به برادران شیعه ترجیح دهد. اما حکومت مرسی در مصر تنها یک سال دوام آورد و بعد از کودتای مصر و سقوط اخوانی‌ها در مصر، حماس که اصلی‌ترین حامی خود را از دست رفته می‌دید، به دلیل تیره کردن روابط خود با حکومت ایران در سال‌های اخیر، در تنگنای شدید می‌دید و در صدد تجدید برقراری روابط با ایران برآمد.

محمود الزهار، وزیر خارجه پیشین و عضو ارشد کادر رهبری حماس، در گفت‌وگو با العالم گفت: در دیدار سال ۲۰۰۶ با قاسم سلیمانی در تهران، «مشکل اساسی حقوق کارمندان و خدمات اجتماعی و کمک‌های دیگر» به مردم غزه را توضیح دادم و «حاج قاسم فوراً درخواست ما را پاسخ داد به‌گونه‌ای که روز بعد که پایان سفر بود، ۲۲ میلیون دلار در چمدان‌های فرودگاه (تهران) دیدم». الزهار همچنین گفت: «قرار بود مبلغ بیش‌تری پرداخت شود اما (هیئت حماس) ۹ نفره بود و نمی‌توانستیم بیش از این حمل کنیم زیرا هر چمدان ۴۰ کیلوگرم گنجایش داشت».

در سال ۲۰۰۸ میلادی احمد ابوالغیط وزیر خارجه مصر در دولت حسنی مبارک، ضمن اعلام اینکه مصر هرگز سیطره حماس بر نوار غزه را به رسمیت نمی‌شناسد، مقاومت حماس را مضحک خواند وحملات موشکی حماس به اسرائیل را فرصتی برای حمله اسرائیل به فلسطین قلمداد کرد.

در سال ۲۰۰۶ اسماعیل هنیه رهبر حماس پس از شرکت در یک گرد هم آیی مردمی به صورت سپر انسانی برای جلوگیری از بمباران خانه یکی از اعضای کمیته مقاومت مردمی فلسطین در غزه، اعلام کرد که این اقدام اولین گام برای حفاظت از خانه‌ها و فرزندانمان است. در سال ۲۰۰۶حماس از گروهی از زنان فلسطینی خواسته بود که به مسجدی بروند که تحت محاصره نیروهای اسرائیلی بود و اعضای حماس در آن پناه گرفته بودند، اسرائیل این اقدام را استفاده از سپر انسانی خواند. حماس با کمک‌گرفتن از پشت بام مناطق مسکونی و غیرنظامی و استقرار مواضع موشکی خود در نزدیکی بیمارستان ها و مدارس، شهرک‌های اسرائیلی را بمباران می‌کند ؛ تا در صورت تلافی اسرائیل ،آمار کشته‌ شده‌های غیرنظامی فلسطینی بالاتر برود و از آن به شکل تبلیغی استفاده کند.


سوپر لیگ اروپا (پولدارا)

من فکر میکنم فوتبال نابود میشه

دیگه برد تیمهایی جوون و دوست داشتنی مثل پورتو و آژاکس رو نمیبینیم

همون کاری که سرمایه داری با مردم دنیا کرد تو فوتباله دیگه

هرکی پولدار تره بقیه رو استثمار کنه و هیچ شانسی برا استعداد و تلاش نمیمونه

همه برده سرمایه دارا شدیم

من خودم طرفدار پاریسم

ولی سوپر لیگ پولدارا به پاریس اهمیت بیشتری میده تا نسبت به آژاکس و ا اس رم

کلوب

برای من چمپیونزلیگ همان سوپرلیگ است که در آن هر بار مجبور نیستی با همان تیم های قبلی بازی کنی. البته این از نظر اقتصادی مهم است، اما چرا ما سیستمی ایجاد کنیم که لیورپول برای ده سال پیاپی مدام با رئال مادرید رو به رو شود؟ چه کسی می خواهد هر سال این را ببینند؟

گری نویل

آنها دارند به رقابتی می روند که دیگر نتوانند در آن سقوط کنند و حذف شوند؟ این مطلقا رسوایی است.

کروس

همه چیز همیشه بیشتر و سریع‌تر و درباره پول

ریو فردیناند

این اعلام جنگ به فوتبال است. ضدرقابتی بودن بر خلاف تمام چیزهایی است که فوتبال هست


دیگه گول نمیخورم

دروغ هواپیمای اکراین و مستعان

جنگ زرگری خاتمی و سال چهارم روحانی

انتقام سخت قاسمی و نظنز

پشتیبانی دنیا تو تحویل زم و خمینی

گرانی بی سابقه احمدی و روحانی


فاصله زمان

میدونستی اگه موجوداتی در فاصله 4 سال نوری با زمین با تلسکوپ مارو ببینن در واقع 4 سال پیش مارو میبینن. میدونستی نزدیک ترین ستاره به ما 4 سال نوری فاصله داره؟ یعنی تا حالا هیچ آدم فضایی که خونش نزدیک یه ستاره باشه نمیدونه کرونا اومده و بایدن رای آورده

چند مثال

پروکسیما قنطورس نزدیک ترنی ستاره 4 سال نوری مثالشو گفتم

Upsilon یک ستاره است که در صورت فلکی آندرومدا قرار دارد. 43 سال نوری اونا هنوز انقلاب 57 رو ندیدن

خوشه پروین 460 سال نوری. ایران صفوی

خوشه پروانه 2000 سال اگه الان نگاه کنن هنوز پیامبر اسلام رو ندیدن

NGC 1803 دویست میلیون سال الان فکر میکنن هنوز رو زمین دایناسور هست

اگه یه کهکشان بالای 5 میلیارد سال فاصله ما رو نگاه کنن هیچی نمیبینن چون هنوز نور تولد منظورمه شمسی 4.5 میلیارد ساله بهشون نرسیده. اینجا نگاه کنن خالی میبینن

بر این اساس و با توجه به انکه عمر جهان 13 میارد ساله ما هر چیزی دورتر از 13 میلیارد سال نوری باشه رو نمیبینیم و فکر میکنیم اونجاش خالیه

به خاطر همین ما فکر میکنیم دورترین کهکشان از ما که اسمش MACS0647-JD  است، 13 میلیارد سال فاصله داره ولی درواقع هنوز اونورش رو ندیدیم

ازدواج

چرا ازدواج نمیکنم

1- چون آبم با کسی تو یه جوب نمیره

2- چون ازدواج موفق ندیدم

3- چون حس میکنم خانوادم ممکنه به حمایت من نیاز پیدا کنن

4- چون میخوام کار کنم ارتقا بگیرم درس بخونم مهاجرت کنم

5- چون فکر میکنم ازدواج یعنی من از یکی حمایت کنم و برعکسش اتفاق نمی افته در صورتی که خودم به حمایت نیاز دارم

...


چرا باید ازدواج کنم

1- داشتن روابط اجتماعی عادی

...


چه دلایلی بدی برای ازدواج دارم

1- دوستم بچه دوست داره

2- دوستم ازدواج دوست داره

...

زندگی بازی استراتژیک

داشتم دنبال بهترین بازی های دنیا میگشتم تو یه لیستی اولین بازی رو زندگی معرفی کرده بود که میتونه همه سطح هوش و سنی رو راضی کنه، تکرارپذیری بالایی داره و...

"ب" چند روزه پیش منه بیکاره میره میاد میخوابه ملچ ملوچ میکنه 14 روز برای 13 بدر 100 نفر برنامه ریزی میکنه غر میزنه به درد نخوره. آشپزی و نظافتخونه هم انجام میده. پیش خودم فکر کردم که اونم پیش خودش میگه آشپزی و نظافتخونه هم یه کار خیلی مهمه که کم اهمیت تر از کار کردن نیست ولی از نظر من مزخرف ترین کار ممکنه و اون انجامش میده چون راحته.

حالا داشتم به خودم نگاه میکردم که کار میکنم و درس میخونم به خودمم میگم که اینا خیلی مهمه ولی شاید دارم چیز مهم تری رو میبازم. یعنی احتمالا منم کار میکنم و درس میخونم چون این برام راحته (هرچند از دید دیگران مهم یا پیچیدس) و انجام ندادن قسمت های مهمتری رو به این وسیله توجیح میکنم

من احتمالا بخاطر کار و درس ازدواج نمیکنم و شاید این تصمیم استراتژیکی باشه که سالها بعد خسارتش رو به من بزنه :(

البته ازدواج کردن هم معایب خودش رو داره و خیلی سخته راجع به انجام دادن یا ندادنش مطمئن شد

حکومت

در نظریه کلاسیک، شخص واجد حاکمیت برتر از قانون و خود منشا قانون و فارغ از هرگونه محدودیت قانونی تلقی می‌شود، پارلمان نیز در دولت مدرن، به همین معنا، خود سامان و منشا قانون است. پس حاکم کسی یا نهادی است که بالاتر از حکم او حکمی نباشد و قانون، حکم شخص یا نهاد حاکمیت است. از این رو در دموکراسی‌ها، حاکمیت از آن قانون است.

electric vs electronic

Because electronic devices are typically used for representing and manipulating information, this makes for a simple rule of thumb for distinguishing electrical and electronic. Typically, if something uses electricity merely as energy, it is electrical, while if it uses electricity as the medium for manipulating information, it is almost surely electronicreference

چرا تهران نه؟

شلاق برای خوردن در ملا عام

ازدواج دختر نرسیده عقلی و جسمی

درآمدن حیوانات از دیوار و داستانهای پینوکیو

ازدواج در رنج وسیع بیمار جنسی

عالمان بی علم و عمل، بعضا اسگل

زن برده است

خرید گناه

دیه دادن خانواده دختر به خانواده قاتل

مخالف رقص و موسیقی موافق اعلام و سنگسار

عدم تناسب جرم و مجازات  (روزه خواری، ارتداد، توهین به مقدسات و ...)

مخالفت با تصمیمات عقلی

تاریخ بر اساس دروغ (عمر)

کار دلاری

دارم زبان میخونم برم

اتفاقی یه مصاحبه با شرکت خارجی به طورم خورد فکر کردم زدم تو خال

چقدر تمرین زبان برا مصاحبه کردم داکیومنت نوشتم

اول که دیدم یارو هندیه آلمانی نیست

یه ساعت مجازی هرچی پرسید بلد نبودم

کارشون اتوماسیون بود

کاشان

با مادرم اینا رفتیم تور یک و نیم روزه کویر و ستاره چینی

هوا ابری بود یه ستاره تو اسمون نبود، بارون اومده بود کویر خیس بود خشک نبود، سرد بود سرد سرد

ولی کاشان گردیمون خیلی باحال بود با یه تور لیدر مجرب

خانه سید طباطبایی و حمام و دیوار و یخچال

عواقب conscience

کلمه مورد علاقه من

چرا یه دیکشنری توصیفی نداریم ما 

اثر دانینگ–کروگر

اثر دانینگ–کروگر (به انگلیسی: Dunning–Kruger effect) نوعی سوگیری شناختی در افراد غیرحرفه‌ای است که از توهم برتری رنج می‌برند و به اشتباه، توانایی‌شان را بسیار بیش از اندازهٔ واقعی ارزیابی می‌کنند. این جانبداری به ناتوانی فراشناختی افراد غیرحرفه‌ای در شناسایی ناتوانی های شان نسبت داده می‌شود. بر خلاف آن، افراد حرفه‌ای، گرایش بیشتری به دست‌کم‌گرفتن شایستگی خود داشته و به اشتباه تصور می‌کنند، کاری که برای ایشان آسان است، برای دیگران نیز آسان خواهد بود. دیوید دانینگ و جاستین کروگر از دانشگاه کرنل این‌گونه نتیجه می‌گیرند: تخمین نادرست فرد بی‌لیاقت، از اشتباه در ارزیابی خود ناشی می‌شود؛ درحالی‌که تخمین نادرست افراد بسیار بالیاقت، از اشتباه در ارزیابی دیگران نشئت می‌گیرد.

 

اثر دانینگ–کروگر نخستین بار در سال ۱۹۹۹ در پژوهشی اثر دیوید دانینگ و جاستین کروگر از دانشگاه کرنل بررسی شد.

عنوان این پژوهش « ناماهر و نادان به آن: چگونه دشوار بودن شناخت بی‌کفایتیِ خود منجر به ارزیابی متکبرانه از خویشتن می‌شود» بود.

کروگر و دانینگ در چهار آزمون مجزا مهارت شرکت‌کنندگان را در زمینه‌های استدلال منطقی، دستور زبان انگلیسی، و حس شوخ‌طبعی محک زدند و هم زمان از ایشان خواستند که نمرهٔ خود را پیش‌بینی کنند. نتیجهٔ آزمون‌ها نشان داد که شرکت‌کنندگانی که کمترین نمره را آورده بودند در ارزیابی خود تا بالای میانگین غلو کرده بودند و مهارت خود را دست بالا گرفته بودند. درعوض شرکت‌کنندگانی که بیشترین نمره را آورده بودند مهارت خود را دست کم گرفته بودند.

این پژوهش همچنین نشان داد که افراد «بی‌کفایت» توانایی شناخت مهارت یا کفایت در افراد ماهر را ندارند.

به باور کروگر و دانینگ، دلیل ناتوانی افراد بی‌کفایت از شناخت بی‌کفایتی خود ضعف در فراشناخت، فراحافظه، فرادرک، و همچنین ضعف در مهارت نظارت بر خود است.

 منبع ویکی

b plus میگه 1- باید از دیگران فیدبک بگیرید (از کسی که بیشتر میدونه) 2- از یادگرفتن دست برنداریم 

وقتی داری با یه احمق بحث میگنی حواست باشه اون هم همین کار رو نمیکنه

دکتری

اینو به مجلس و بیت و ریاست جمهوری فرستادم

با سلام و احترام به استحضار می رساند اینجانب فلانی با کد ملی فلان و شماره داوطلبی فلان رتبه 2 آزمون کتبی رشته مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار، در کنکور دکتری سراسری سال ۱۳۹۹ از سوی سازمان سنجش و آموزش کشور به عنوان پذیرفته شده نهایی به دانشگاه شریف معرفی شدم. متاسفانه دانشگاه به دلیل عدم کسب نصاب اما به بهانه‌های واهی از جمله عدم وجود ظرفیت از ثبت‌نام اینجانب خودداری مینماید. (دانشگاه صنعتی شریف و صنعتی امیرکبیر این مشکل را برای بنده و حدود 20 الی 50 نفر دیگر ایجاد نموده‌اند).

در خصوص دلیل و بهانه ایجاد این مشکل توسط دانشگاه، براساس قانون «سنجش و پذیرش دانشجو در دوره‌های تحصیلات تکمیلی در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور» مصوب ۱۸ اسفند ۹۴ مجلس شورای اسلامی و مصوبات شورای سنجش و پذیرش دانشجو در دوره‌های تحصیلات تکمیلی، آزمون کتبی و مصاحبه هر یک در پذیرش نهایی دکتری تأثیر ۵۰ درصدی دارند و اعمال حدنصاب مصاحبه برای پذیرش دکتری مغایر با این قانون است. حال دانشگاه برای گریز از اجرای این قانون عدم وجود ظرفیت را بهانه میکنند که باید توجه داشت ظرفیت اعلام شده در دفترچه کنکور را خود دانشگاه با هماهنگی و اختیار تام به سنجش اعلام مینماید. قانون‌گریزی دانشگاه‌ها در پذیرش دانشجویان دکتری در گذشته نیز سابقه داشته و دیوان عدالت، دانشگاه‌ها را طی احکامی از جمله حکمی به کلاسه پرونده 1040.96 و شماره دادنامه 1842 مورخ 20 آذر 1397 برای اعمال حد نصاب محکوم کرده است. در سال جاری گرایش نرم‌افزار دانشگاه شریف تنها به ثبت‌نام 6 نفر از 11 نفر پذیرفته شده نهایی اکتفا کرد. نکته جالب توجه این است که کارنامه نهایی این 6 نفر نشان می‌دهد 4 نفر از آنها اصلا به مصاحبه سایر دانشگاه‌ها نرفته‌اند و آنها از پیش برنده این رقابت ناعادلانه بوده‌اند. بررسی و کشف این الگوها نمایانگر این است که این احکام کاملا در راستای اجرای عدالت آموزشی هستند.

اینجانب مراتب را به طور مکرر به صورت از سازمان سنجش، وزارت علوم تحقیقات و فناوری و دانشگاه و به صورت کتبی با درخواست‌هایی به شماره فلان و 3225586 در سامانه درخواست سازمان سنجش و درخواست شماره فلان در سیستم میز خدمت سازمان سنجش، درخواست به شماره 16622 به مدیرکل بازرسی وزارت علوم تحقیقات و فناوری و درخواست به شماره فلان به ریاست دانشگاه صنعتی شریف و درخواست به شماره فلان در پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری و از طریق مکاتبه ایمیلی با تحصیلات تکمیلی دانشگاه شریف پیگیری نمودم اما هر چه بیشتر تلاش کردم پاسخ کمتری دریافت نمودم. بر اساس این پیگیری‌ها به نظر میرسد سازمان سنجش دانشگاه را موظف به ثبت نام پذیرفتگان نهایی میداند. دانشگاه سازمان سنجش را مسئول تعیین تکلیف مشکلی که بوجود آمده میداند و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری علاقه‌ای به اظهار نظر و حمایت از داوطلبان بلاتکلیف که گرفتار عملکرد خلاف قانون دانشگاه به عنوان زیر مجموعه این وزراتخانه شده‌اند نشان نمی‌دهد.

در هر صورت علیرغم اعلام سازمان سنجش طی نامه های شماره 54730 مورخ 15/8/1399 و 53787 مورخ 12/8/1399 به دانشگاه صنعتی شریف مبنی بر لازم الاجرا بودن ثبت نام پذیرفته شدگان نهایی، دانشگاه طی نامه شماره ۶۳۰۰/۴۱۵۴ به سازمان سنجش اعلام کرده از پذیرفتن و ثبت نام (حدود 18 نفر) از جمله  بنده امتناع میکند.

تصمیم غیرمسئولانه دانشگاه در عدم ثبت‌نام اینجانب عواقب دیگری نیز برای بنده و داوطلبان دیگر دارد. لازم به ذکر است مسئولین دانشگاه با گریز از پذیرش مسئولیت خود، عدم کسب نمره مناسب در مصاحبه و عدم تمایل استاد به پذیرش این دسته از داوطلبان را دلیل این تصمیم اعلام میکنند. اما به استحضار میرسانم اینجانب در کلیه کد رشته‌های انتخابی در اولویت های بعدی نیز نمره قبولی کسب کرده‌ام و علیرغم میل باطنی در صورت اصرار دانشگاه مشکلی با ادامه تحصیل در اولویت بعدی ندارم، اما با این تصمیم دانشگاه شریف نه تنها شانس ادامه تحصیل در این دانشگاه را از دست میدهم بلکه امکان ثبت نام اینجانب با توجه به شرایط و قوانین پذیرش دانشجو در این مقطع زمانی در اولویت های بعدی نیز میسر نمی باشد.

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که دانشگاه از موضوع عدم اعمال حدنصاب و اینکه نمیتواند سلیقه‌ای و بی‌قانون و انحصاری اقدام به جذب دانشجو نماید ناراحت است و تلویحا اعلام میکند نحوه پذیرش دانشجو در این مقطع در سراسر دنیا در اختیار اساتید می‌باشد اما از ذکر این مسئله خودداری مینماید که در کشورهایی که استاد نقش اصلی را در این فرایند دارند، خود استاد بودجه مورد نیازش را بوسیله کارهای تحقیقاتی تامین می‌نماید و به این علت است که در برخی نظام‌های آموزش عالی استاد اختیار جذب دانشجو را دارد. این غیرمنطقی و پرتوقعی به نظر می‌رسد که بودجه دانشگاه از بیت‌المال تامین گردد و پاسخگویی دانشگاه در پایین‌ترین حد باشد.

نمونه‌ای دیگر از ظلم آشکار این موضوع است که مدیران دانشگاه اعلام میکنند درصورت اجبار دانشگاه به ثبت‌نام باتوجه به عدم علاقه اساتید به همکاری با ما احتمالا پس از گذشت دو ترم و کسب نمره‌های پایین از دانشگاه اخراج می‌شویم. با توجه به بیان این صحبت پیش از برگذاری هرگونه آزمون، دانشگاه عملاً از طریق تهدیدی که احتمال عملی شدندش کم نیست سعی در نا امید کردن اینجانبان در ادامه پیگیری احقاق حق خود دارند.

حال با توجه به مشکلات موجود و شرایط به وجود آمده از شما تقاضا دارم نسبت به ارائه راه حلی برای این مشکل دستور لازم مبذول فرمایید. در صورت عدم ارائه راهکار مناسب برای این مشکل، اینجانب نه تنها شانس ادامه تحصیل را علیرغم تلاش یکساله و کسب امتیاز مناسب، در کلیه دانشگاههای کشور از دست خواهم داد، بلکه با توجه به ضوابط پذیرش در دوره روزانه امکان ثبت نام در کنکور سال بعد را نیز نخواهم داشت.

قبلا از بذل عنایت حضرتعالی کمال قدردانی را دارم.

فرار از زندگی

اپیزد 9 فصل 3 ریک و مورتی

بت: بابا؟ حس می‌کنم من تمام عمرم ... وانمود کردم تو آدم خفنـی هستی و سعی کردم مثل تو باشم. و حقیقت دردناک همیشه این بوده که

ریک: من همچین آدم خفنـی نیستم و تو هم دقیقاً شبیه منـی.

- من آدم بدیـم؟

- بدتر، یاهوش هستی. وقتی آدم بدونه هیچی اهمیت نداره، دنیا مال اون میشه، و من تاحالا دنیایی رو ندیدم که با این موضوع حال کنه. دنیا میشه گفت شبیه یه حیوونـه. واسه خودش بینِ چیزای معمولی و عادی می‌چره. بی‌نهایت احمق تولید می‌کنه فقط واسه این که بخوره‌تـشون. کم شبیه دوستـت تیمی هم نیست-

- تامی

- آره، حالا که دیگه مهم نیست اصن، عزیزم. می‌دونی، آدمای باهوش شانس این رو دارن که خودشون رو بکشن بالا، هستی رو با خودشون ببرن سواری. ولی دنیا همیشه درحال اینه که تو رو پرت کنه، و در نهایت، می‌کنه. راهی واسه فرار ازش وجود نداره

- بابا، من دیگه راهی نمونده واسم تا باهاش خودم نبودن رو توجیه کنم. پس من کیـم؟ چیکار کنم؟

- توصیه من... پرواز کن. یه زین بذار رو دنیات، بذار خودش واسه خودش راه بیوفتـه

- نمی‌تونم همچین‌کاری کنم. بچه‌ها، جِـری، کارم... و با این که خیلی بدم میاد اینو بگم ولی برنامه "بچلر" از شبکه‌ی اِی‌بی‌سی

- ‏میتونم یه کلون ازت بسازم، میتونم یه نمونه بی‌نقص، با همه خاطره‌هات ازت بسازم، ‏همه جوره یه کپی دقیق ازت میسازم. ‏به بچه‌ها عشق میورزم و خرجشون رو میدم، ‏کار تو رو میکنم، و تو یه سطح طعنه آمیز مثه خودت، ‏اخبار شبکه‌های تلویزیونی رو باور میکنم. ‏میتونی یه روز نباشی یا یه هفته، یا کلاَ باقی زندگیت رو بدون هیچ عواقبی نباشی، ‏لحظه‌ای که تصمیم به برگشت بگیری ‏یه کلید رو میزنم و کار نسخه کلون تموم میشه، هیچ درد و پشیمونی هم نداره ‏و احتمال "بلید رانر" شدنش هم صفره

- ‏اگه بنظرت هیچی مهم نیست پس چرا اینکارو واسم میکنی؟

- نمیدونم، شاید یه مقدار واسم مهمی و ازت خوشم میاد، ‏یا شایدم اصلاَ مهم نیستی، ‏شاید دوستت دارم، ‏شاید قضیه به مادرت ربط داره. قدر هدیه‌ای که بهت میدن رو بدون

- نمیدونم بتونم انجامش بدم یا نه

- پس بمون و از زندگی‌ای لذت ببر، ‏که بالاخره میدونی خودت انتخابش کردی

- هدیه مخفیم بهت اینه که مهم نیست، چه انتخابی داشته باشی، بالاخره آروم میگیری

- ‏اوکی، ‏میدونم میخوام چیکار کنم

- ‏اه ‏نمیتونی تا ابد فرار کنی

پذیرش ادامه دار شده

دردسرهای دکترا انگار امثال تمومی نداره

هفته پیش نتیجه نهایی دکترا اومد و من همه انتخاب هام رو قبول شده بودم و به طبع اون دانشگاه شریف که انتخاب اولم بود پذیرفته شدم

اما اولین گرفتاری درج سهمیه جانباز ۲۵ درصد در محل سهمیه بود اما من که سهمیه نداشتم این چه کوفتیه که اینجا نوشتند؟

هم ناراحت بودم از این موضوع هم نمی تونستم با کسی راجع بهش صحبت کنم چون نمیخواستم قبولیم تو دانشگاه شریف از دست بره

 هیچ کاری نکردم تا زمان ثبت نام

اما وقتی ثبت نام شروع شد دیدم سامانه به من اجازه ثبت نام نمیده با کارشناس تماس گرفتم گفتند سامانه ایراد داره اما من می دونستم که این یه ایراد غیر از سامان است و ممکنه به همون سهمیه یا یه چیزی شبیه این مربوط باشه خلاصه می دونستم دانشگاه نمیخواد منو ثبت نام کنند

 دو سه روز گذشت و هیچ خبری از ثبت نام نشد و کارشناس مربوطه فقط امروز و فردا میکرد با یکی دیگر از بچه‌ها صحبت کردم که همون مشکل منو داشت گفت دانشگاه نمیخواد کسایی که مصاحبه شان ضعیف بوده و ثبت نام کنه

منم با کلی ناراحتی فرداش رفتم سازمان سنجش متصدی دم در به من گفت که به ما ربطی نداره باید بری وزارت علوم

اون روزی که رفته بودم سنجش شماره 3۵۰ بودم و تا ۲۴۰ سرویس گرفته بودند یعنی تقریباً ۱۱۰ نفر جلوم بودند

به مسئول گفتم اگر برم و برگردم نوبتم رد میشه اشکال نداره؟ گفت نه برگردی بدون نوبت می فرستمت تو

رفتم وزارت علوم اونجا اول از کارشناس پشت پیشخوان پرسیدم اون از همکارش پرسید گفت زنگ بزن به بازرسی بازرسی گفت زنگ بزن به آموزش آموزش گفت به ما ربطی نداره گفتم چیکار کنم گفت زنگ بزن دفتر وزیر زنگ زدم دفتر وزیر گفت به ما ربطی نداره گفتم چیکار کنم گل زنگ بزن آموزش گفتم چرا پاس کاری می‌کنید گفت ما نمیدونیم ما مسئول دانشجوها هستیم شما تا پذیرفته نشدی دانشجو حساب نمیشی گفتم پس کی به شکایت من رسیدگی میکنه؟ گفت اگه می خوای به بازرسی شکایت بکن

دوباره به بازرسی زنگ زدم و یه نامه تنظیم کردم با این مضمون و نوشتم یا دانشگاه من را قبول کنه یا سنجش اولویت دوم معرفی کنه

من همه اولویت هام رو قبول شدم اما احتمالاً اولویت‌های بعدی الان ثبت‌نام‌ها را انجام دادند و ظرفیتی برای پذیرش من ندارم

بعد از از ثبت نامه بلافاصله برگشتم سنجش و با کلی آدم های جورواجور آشنا شدم و کارشناس سنجش به گفت که دانشگاه نمیتونه همچین غلطی بکنه و تخلف و نگران نباشم

فعلا هم یه لنگ در هوام

ارزش

من خیلی اینجوری میشم

زندگی من از بیرون نسبتا مرتبه قشنگه

ولی انقدر برا ذره ذره ش دهنم سرویس شده

حالم از همه موفقیت ها و چیزایی که به دست اوردم بهم میخوره

استرس کنکور دکتری

بعضی وقتا نگاه میکنم میبینم این همه تلاش برای چی؟

خودم رو میکشم برای چی؟

داشتم فکر میکردم اگه قبول نشم چقدر ناراحت میشم

غصه از دست دادن چیزایی رو میخورم که مفت نمی ارزن

این همه استرس نتیجه دکتری برا چی

قبول نشم چی میشه مگه

عمرم رو گذاشتم تو این مسابقه ی همیشه

چقدر بده نمیتونیم از یه کفی مطمئن باشیم

نخوایم بخاطر بدست آوردن یه زندگی معمولی زندگیمون رو بدیم

این همه تلاش و استعداد و همت و بدبختی و پرهیز و 30 سال بخور نون و تره شده چی؟

با هدف ساختن زندگی انقدر دنبال چهارتا پیش نیاز دویدیم خودشون هدف شدن هیچ، زندگی رو هم دادیم رفت

البته تلاشم نمیکردیم یه جور دیگه زندگی از دست میرفت

ملانقطی ملالغتی

نقط، به ضم اول و فتح دوم، جمع نقطه است و ملا نقطی در استعمال فارسی زبانان در وصف کسی گفته می شده «که فقط از عهده خواندن متنی که کلمات آن نقطه دار بوده است بر می آمده و لذا بر کاتبانی که نقطه ها را از قلم می انداخته اند ایراد می گرفته است»، سپس توسعا کسی را می گویند «که به ظاهر کلام بیش از اندازه اهمیت می دهد و چه بسا که از معنای آن غافل می ماند». این اصطلاح را در تداول معمولا ملا لغتی تلفظ می کنند و گاهی نیز به همین صورت می نویسند و البته غلط است.

منبع

گزار یا گذار

در متون مختلف سایتها، وبلاگها و شبکه های اجتماعی به کرات به اشتباه افراد در نوشتن املای صحیح واژگانی بر می خوریم که به «گذار» و یا «گزار» ختم شده اند.
«گزار» از مصدر «گزاردن» و «گذار» از مصدر «گذاشتن» است.

معنی مصدر «گزاردن» در فرهنگ دهخدا:

ادا کردن، انجام دادن، بجا آوردن چنانکه در نماز، طاعت، حق، شکر، شغل ، کار، مقصود، فرض ، فریضه ، حج

معنی مصدر «گذاشتن» در فرهنگ دهخدا:

نهادن، هشتن، قرار دادن، وضع کردن، برجای نهادن

نتیجه می گیریم که «گذار» از ریشه «گذاشتن» است. این فعل به معنی قرار دادن و وضع کردن چیزی است. مثل گذاشتن کتاب در قفسه یا گذاشتن پول در جیب و ...
مثال: قانون گذار، بنیان گذار، نام گذاری و ...
اما «گزار» از ریشه «گزاردن» است و از انجام عملی فیزیکی خبر نمی دهد. بلکه به معنی انجام دادن و به جا آوردن و ادا کردن است.
مثال: نمازگزار، کارگزار، خدمت گزار و...

نکته در باب مصدر «گزاردن»:

مصدر «گزاردن» معنای دیگری نیز دارد: "برگرداندن از زبانی به زبان دیگر یا از بیانی به بیان دیگر، یا از نظامی به نظام دیگر"
بنابراین گزاردن برابر است با ترجمه کردن و گزارنده و گزارش، به معنای مترجم و ترجمه است.
خواب گزاری نیز یعنی "تعبیر خواب" و خواب گزار یعـنی تعبیرکننده خواب (معبر) و اصطلاحات دیگری همچون گزارشگر.

ظرفیت

ما داوطلبان پذیرفته شده در ازمون کتبی دوره دکتری درخواست کنیم صحبت جناب اقای خاکی معاون وزیر علوم که دانشگاه موظف به پر کردن ظرفیت دکتری هستند پیگیری و اجرایی شوند.

این نگرانی وجود دارد دانشگاهها همچون سالهای گذشته در برابر این درخواست منطقی و به حق مقاومت کنند و علیرغم فرصت های کم اموزشی، با کج سلیقگی دانشگاهها و خالی ماندن ظرفیت موجود، همین امید کم طالبان علم و پژوهش نیز ازدست برود.

mbti

تیپ شخصیتی برونگرا (E)

برونگراها برخلاف درون‌گراها که معمولا محتاط و کم‌حرف هستند و ترجیح می‌دهند مشغول خودشان باشند، هنگام قرارگیری در جمع افراد احساس انرژی بیشتری می‌کنند. برون‌گراها دوست دارند در مورد افکار و ذهنیات خود صحبت کنند و در موقعیت‌های اجتماعی خودی نشان دهند. آن‌ها معمولا اهل معاشرت بوده و محبوب و موردعلاقه دیگران هستند و اگر به‌صورت طولانی‌مدت تنها باشند یا از مصاحبت دیگران محروم شوند، احساس ناراحتی و کمبود انرژی می‌کنند.

تیپ شخصیتی درون‌گرا (I)

افراد درون‌گرا کم‌حرف و محتاط هستند و نسبت به فرد برون‌گرا با تنهایی احساس راحتی بیشتری می‌کنند. ترجیح افراد درون‌گرا بر این است که برای سرگرم شدن یا انگیزه گرفتن به خودشان اتکا کنند تا تعامل با دیگران. آن‌ها معمولا افرادی خودکفا هستند و ترجیح می‌دهند تا به‌جای کار گروهی، به‌تنهایی کار کنند. معاشرت و تعاملات اجتماعی، انرژی افراد درون‌گرا را تخلیه می‌کند و برای شارژ مجدد نیازمند زمان کافی هستند. به همین دلیل است که به تعاملات اجتماعی و کسب مهارت‌های لازم برای معاشرت کمتر از یک فرد برون‌گرا بها می‌دهند.

تیپ شخصیتی حسی واقع‌بین (S)

برخلاف افراد شهودی یا رویا‌پرداز که ترجیح می‌دهند در خیالات خود زندگی کنند، عمده تاکید افراد حسی بر آن چیزی است که در دنیای واقعی قابل مشاهده، لمس و تجربه کردن است. اولویت افراد واقع‌بین مسائل عملی و حقایق هستند و علاقه‌ای به پرداختن به نظریه‌های فلسفی یا تفکرات عمیق درونی ندارند؛ در عوض دوست دارند در مورد مسائلی خارج از ذهن همچون افراد و اماکن و چیزهای واقعی فکر کنند. آن‌ها ترجیح می‌دهند تمرکز خود را بر آنچه می‌توانند به‌طور دقیق و با حواسشان لمس و تجربه کنند، معطوف کنند.

تیپ شخصیتی شهودی رویا‌پردازی (N)

تاکید افرادی که دارای شخصیت شهودی هستند بیشتر بر نظریه‌ها و تصورات ذهنی است تا بر آن چیزهایی که واقعا در مقابل چشمانشان رخ می‌دهد. تفکرات درونی و رویاپردازی‌های این افراد جزو اولویت‌های آن‌هاست و اغلب اوقات این حس را دارند که گویی به این دنیای واقعی تعلق ندارند یا در چنین جهانی زندگی نمی‌کنند. برخلاف افراد حسی (واقع‌بین) که از دیدن، لمس و تجربه جهان مادی لذت می‌برند، تمرکز افراد شهودی بیشتر متوجه درون خودشان است و ترجیح می‌دهند تا مشغول افکار و احساسات خود باشند. برخلاف افراد حسی که به واقعیت‌ها و مسائل عملی علاقه‌مند هستند، افراد رویا‌پرداز بیشتر به تجزیه‌وتحلیل مسائل عمیق‌تر و کنکاش مفاهیم پیچیده‌تر تمایل دارند.

تیپ شخصیتی عقلانی منطقی (T)

اشخاص با تیپ متفکر افرادی علمی، معقول و منطقی هستند. در اغلب مواقع رفتار و تصمیمات آن‌ها برآمده از ذهن آن‌هاست تا قلبشان. بسیاری از افراد به‌غلط تصور می‌کنند که افراد متفکر فاقد احساس هستند که مسلما باور اشتباهی است. این افراد می‌توانند به اندازه افراد عاطفی، احساساتی و حساس باشند، اما ازآنجاکه بروز احساسات اولویت اصلی آن‌ها نیست، می‌توانند احساسات خود را پنهان کنند. آن‌ها اولویت بیشتری برای حقایق قائل می‌شوند تا احساسات.

تیپ شخصیتی احساسی عاطفی (F)

افراد با خصوصیات عاطفی بیشتر علاقه‌مند و مراقب موضوعات عاطفی و ابراز احساسات هستند تا مسائل منطقی و عقلایی. بااین‌حال، این بدان معنی نیست که افراد با تیپ شخصیتی عاطفی، انسان‌های غیرمنطقی باشند. این بدان معناست که افرادی که این ویژگی را دارند در مقایسه با افراد متفکر که ترجیح می‌دهند احساسات خود را سرکوب کنند، بیشتر احساسات خود را بروز می‌دهند. اشخاصی که تمرکزشان بر روی احساسات و ابراز عواطف است، حس همدلی و حساسیت بیشتری دارند و روح و ذهنی باز دارند.

تیپ شخصیتی قاضی برنامه‌ریز (J)

تمایل افراد دارای خصوصیت قضاوتی بر این است که قبل از اقدام به یک کار، برنامه و استراتژی نحوه انجام آن را چیده باشند. آن‌ها ترجیح می‌دهند که طبق یک نقشه از قبل برنامه‌ریزی‌شده کاری را انجام دهند تا به‌صورت دیمی و فی‌البداهه. آن‌ها افرادی سازمان‌یافته، قابل‌اعتماد، مسئولیت‌پذیر و با اخلاق کاری بسیار بالا هستند. آن‌ها همیشه آماده و مجهز به چک‌لیست‌ها و برنامه‌های جایگزین احتمالی هستند. تعهد آن‌ها به برنامه‌ریزی‌هایی که برای آینده احتمالی دارند می‌تواند سبب آن شود که از زندگی در زمان حال غافل شوند.

تیپ شخصیتی ادراکی بداهه‌پرداز (P)

افرادی که دارای ویژگی بداهه‌پردازی هستند به آزادی عملکرد خود بهای بیشتری می‌دهند. این افراد اگر حس کنند که فعالیت دیگری می‌تواند برایشان ارزشمندتر باشند، خودشان را محدود و مجبور به انجام فعالیت قبلی نمی‌کنند. آن‌ها در کشف فرصت‌های جدید عملکردی بسیار عالی دارند و هر وقت که میسر باشد از موقعیت‌های پیش‌آمده استفاده می‌کنند. آن‌ها حتی در مواقع اضطراری نیز ابتکار عمل خوبی دارند. در نظر آن‌ها زندگی همان چیزی است که پیش می‌آید و اگر مجبور به تبعیت و رعایت یک برنامه شوند، احساس خفگی می‌کنند.

استرس

من از بچگی همیشه استرس زیادی داشتم

 استرس چیزهای عجیب که اصلاً لازم نیست یا استرس چیزهایی که به راحتی از پسش برمیومدم

مثلاً از بچگی تا همین الان هر وقت یا خیلی وقتا که سوار تاکسی می شم همش استرس دارم که راننده بقیه پول مونده یا الان خیلی بیشتر به مقصد نرسونه و یه جای دیگه ببره مزاحمت ایجاد کنه از اینکه مسیر مسیرم دور بشه

یا وقتی که می خوام یه گوشی رو پس بدم به علت خرابی که داشته

یا اگه بخوام به یکی از همسایه ها راجع به یه موضوعی تذکر بدم

تپش قلب بالا و نگرانی و نا آرامی نتیجه استرس برای چیزهای که وقتی انجام میدم همه میگن چقدر خوب انجام دادی 

تعاملات اجتماعی قوی دارم و خیلی جاها توانایی بیشتر از مردم برای گرفتن حقم دارم

بعضی وقتا حس می کنم دلیل این استرس از کودکی با منه و این یک چیزی شبیه نداشتن پول مثلاً اگر شما پول اضافه داشته باشید خوب اگه خسارت مالی هم بهت وارد بشه میتونی به راحتی پوشش بدی اما وقتی شما نگران پولی استرس بهت وارد میشه حالا من پولدارم ولی اون استرس‌ها را همچنان با خودم دارم حمل می کنم 

نمیدونم باید چه کنم

موضوع دیگه اینکه من یادگرفتم پنهانش کنم مثلا وقتی استرس دارم بجای عکس العمل های صورت یا دستم فشار رو به انگشتهای پام منتقل میکنم که تو کفشه و کسی نمیبینه الان که ماسک میزنیم دیگه راحتتره بخاطر این اطرافیانم اگه خیلی نزدیک نباشن متوجه استرسم نمیشن

دکتری

خیر - پاسخ نیت یا سوال شما منفی است

پسرعموهای جنگ طلب

در جهان این تاریخ بوده که همیشه خود را بر ابنای بشر تحمیل کرده، اما نه به همه آنها. افرادی هم بوده و هستند که به‌خاطر بزرگی کارهایشان، مسیر تاریخ را تغییر و در واقع به تاریخ شکلی نو داده‌اند و تاریخ متاثر و متغیر از آنها بوده. این افراد چه بد چه خوب، موجب دیگرگونه زیستن نسل‌های بعد از خود شده‌اند.

در مورد جنگ جهانی اول ابتدا باید گفت که هر چند یک جنگ بین‌المللی بود، ولی در میان کشورهایی رخ داد که حاکمان آن همگی از اقوام نزدیک هم بودند. چون در آن سال‌ها اکثر امپراتورها، ولیعهدها و صدراعظم‌های اروپایی همه از نوادگان ملکه «ویکتوریا» و از نژاد انگلیسی بودند، لذا این نبرد ویرانگر ناخواسته بین نوادگان امپراتوری عظیم بریتانیای کبیر رخ داد. ملکه «ویکتوریا» 9 فرزند داشت که همه با شاهزادگان سایر کشورها ازدواج کرده بودند.(به همین دلیل معروف بود خورشید در امپراتوری بریتانیای کبیر غروب نمی‌کند) به او لقب «مادر اروپا» داده بودند، چون امپراتور آلمان، تزار و ملکه روسیه، ملکه نروژ، ملکه اسپانیا و ولیعهد سوئد همه از نوه‌های او بودند و باز بیشتر حاکمان اروپا به‌واسطه او از اقوام هم بودند. مثلا امپراتور آلمان، بریتانیا و روسیه هر سه پسرعموی هم بودند و جالب اینکه بین تزار روس و پادشاه انگلیس یعنی «نیکلای دوم» و «جرج پنجم» از لحاظ قیافه شباهت بسیار زیاد وجود داشت تا جایی که آنها را نه پسرعمو که برادران دوقلوی هم می‌خواندند و عکس‌هایشان در آرشیوهای تاریخی اکثرا با هم به اشتباه گرفته می‌شد یا اینکه ملکه روسیه «الکساندرا» همسر تزار «نیکلای دوم» و خواهر «ویلهلم دوم» امپراتور آلمان و «ویلهلم» هم حکم پدرخواندگی ولیعهد روسیه که خواهرزاده خودش بود، را داشت. منبع

پادشاه روسیه، بریتانیا و آلمان در جنگ جهانى اول همگى نوه یک مادربزرگ بودند! جالب است تزار روسیه بعد از جنگ گفته بود اگر مادربزرگم زنده بود امکان نداشت بگذارد ما با همدیگر بجنگیم! منبع

کم حوصلم

بعضیا فقط میخوان حرف بزنن

من انتظار دارم حرف حساب باشه

میخوان درد دل کنن

من انتظار دارم مدلل باشه

درکم پایینه

اگه من جای تو بودم

اینجا برا خانوما مناسبه

اگه من مهندس کامپیوتر بودم

اگه من آلمان بود

زر زر زر زر

جای خودت بودی چه غلطی کردی؟

امام زاده یحیی

امروز رفتم محله امامزاده یحیی

 یه محله قدیمی با یه خیابون کوچه باریک که ماشینها به زور از بغل هم عبور می کردن

 یکی دوتا پارک کوچولو با فضای سبز محدود تو محل بود با بچه هایی که کسی نبود تابشون بده که بعدا معلوم شد بوده

امامزاده یحیی هم فقط از بیرون دیدم بخاطر کرونا تعطیل بود بزرگ پیرترین چنار تهران هم تو حیاتش در حال نابودی بود 

یکم بالاتر حمام نواب و خانه ای مدرس هم تو همون محل دیدم حمام بسته بود اما خانه موزه مدرس برای بازدید باز بود

مذهب و غم

امروز یه ویس از دکتر شیری شنیدم که می گفت حتی اگر مذهبی نیستی باید یه اعتقاد برای خودت درست کنی چون انسان بهش نیاز داره برای گذشتن از غم

انتقال

امروز بالاخره کار انتقالم جور شد البته فعلا به صورت مامور

رفتم با چند نفر خداحافظی کنم که حرف های خوب و مثبت طاهر فر رو شنیدم که میگفت هر کسی از خودش یه اثری به جا میگذاره و تو اثر مثبت و خوبی تو سازمان به جا گذاشتی و برند خوبی برای خودت درست کردی بعد رفتم پیش خرمی که حرف خیلی قشنگی زد و گفت که دنبال نتیجه کوتاه‌مدت و جبران زحمت سریع نباش گفت نتیجه زحمت برمیگرده

الگوها

همیشه تو پیدا کردن الگوها استعداد خوبی داشتم

یادم دوم راهنمایی الگوری معادله خطی رو از رو نقاط کشف کردک رفتم به معلم ریاضیم آقای عاطفی گفتم کتاب رو ورق زد گفت درس بعدیه

داستان کنکور

یکی گفت: یه خلاصه نویسی کرده بودم برای درس الگوریتم یه بخش زیادیشو الان نگاه کردم دیدم نیست. بچه داری و درس خوندن با هم کار سختی هست. فکر کنم کلا دختر کوچولوم اون بخشو خورده باشه

بحث لغو بود گفتم اگه اکثریت بی برنامه بزارن برگزار بشه وگرنه هیچی نمیتونه شرکت کنه

لغوی گفت: اکثریت بی برنامه نیستن دوست عزیز کسی که نخونده خب از خداشه کنکورو سریع برگزار کنن خودشم شرکت نمیکنه، تمام جمعیت امسال آزمونو میدن و خلاص

افرادی مثل ما که موافق تعویق بودیم افرادی هستیم که خوندیم ولی نسبت به اعضای خانوادمون هم احساس مسئولیت میکنیم و بخاطر کنکور خودمون عذاب وجدان میگیریم اگر خدای نکرده این ویروس رو بگیریم و بقیه رو هم مبتلا کنیم. پس دنبال فرصت بهتری هستیم که لااقل هوا خنک تر باشه، اون کولرو روشن نکنن

این توضیح آخرماها تنبل نیستیم اتفاقا، من خودم شاگرد اول ارشد خواجه نصیر بودم تنبل بودیم از خدامون بود از شماها کنکور بگیرن جمعیت کم شه برا شیش ماه بعد ما

من: من شمارو نمیشناسم، شما هم منو ولی حاضرین بعد از کنکور شماره پرونده کارنامه مون رو بزاریم تو گروه اگه هرکی رتبش بالای ۱۵۰ بود قبول کنیم برنامه مناسبی نداره؟ دست بالا گرفتم اگه دوستمون موافقت کنن رتبه بالای ۵۰ یا ۱۰۰ یا هرچی ایشون بگن من قبول دارم بزار یه بار برا همیشه معلوم شه مخالفا بی برنامه هستن یا نه همش غر غر و شانتاژ که نمیشه با سهمیه و توصیه هم میشه رفت دانشگاه، منم پشت در میمونم ولی اینجوری معلوم میشه تو این مملکت بیسوادا تصمیم میگیرن یا متخصص

بعد از کنکور هم جو تقلب و پروتکل بعداشتی بود من گفتم: بچه ها بیاین جو رو برا ارشد کارشناسی خراب نکنیم اگه حتی گوشی هم داشته باشی وقت برا سرچ نیست

و کسی که خونده تقلب نمیکنه همین الان بیست نفری دوساعته ما نمیتونیم سر سوال یک به توافق برسیم  همون طور که ما دوست داشتیم ازمون برگزار بشه اونها هم منتظرن نتیجه زحمتشون رو ببینن

تخمین درصد اولیه هم 50%

قدرت و تنهایی

میگن مارکز در کتاب «خزان کودکامه» احوال را به بهترین شکل توصیف می‌کند: 

«آدم هر چه بیشتر قدرت به دست بیاورد، تشخیص این‌که چه کسی با اوست و چه کسی بر او، برایش دشوارتر می‌شود. هنگامی که به قدرت کامل دست یافت، دیگر تماس او با واقعیت به کلی قطع می‌شود و این بدترین نوع تنهایی است.»

ترانه های مقاومت

کاتیوشا روسی

بلاچاو ایتالیا

زینب بنت جهش

 آنگاه که به کسى که خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو [نیز] به او نعمت داده بودى مى گفتى همسرت را پیش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار و آنچه را که خدا آشکارکننده آن بود در دل خود نهان میکردى و از مردم مى‏ ترسیدى با آنکه خدا سزاوارتر بود که از او بترسى پس چون زید از آن [زن] کام برگرفت [و او را ترک گفت] وى را به نکاح تو درآوردیم تا [در آینده] در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان چون آنان را طلاق گفتند گناهى نباشد و فرمان خدا صورت اجرا پذیرد (۳۷) احزاب 

غرانیق

افسانه ساختگى غرانیق ! تفسیر نمونه ایه ۵۲ سوره حج
در بـعـضـى از کـتـب اهـل سـنـت روایـات عـجـیـبـى در ایـنـجـا از ابـن عـبـاس نـقـل شـده کـه : پـیـامـبـر خـدا (صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلّم ) در مـکـه مشغول خواندن سوره النجم بود، چون به آیاتى که نام بتهاى مشرکان در آن بود رسید (افـراءیـتم اللات و العزى و منات الثالثة الاخرى در این هنگام شیطان این دو جمله را بر زبان او جارى ساخت : تلک الغرانیق العلى ، و ان شفاعتهن لترتجى !).
(اینها پرندگان زیباى بلند مقامى هستند و از آنها امید شفاعت است !).
در این هنگام مشرکان خوشحال شدند و گفتند محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) تاکنون نـام خـدایان ما را به نیکى نبرده بود، در این هنگام پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) سجده کرد و آنها هم سجده کردند، جبرئیل نازل شد و به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) اخطار کرد که این دو جمله را من
بـراى تـو نـیـاورده بودم ، این از القائات شیطان بود در این موقع آیات مورد بحث (و ما ارسلنا من قبلک من نبى ...) نازل گردید و به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و مؤ منان هشدار داد!
گر چه جمعى از مخالفان اسلام براى تضعیف برنامه هاى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سـلّم ) بـه گـمـان ایـنـکـه دسـتـاویـز خـوبى پیدا کرده اند این قضیه را با آب و تاب فـراوان نـقـل کـرده و شاخ و برگهاى زیادى به آن داده اند ولى قرائن فراوان نشان مى دهـد کـه ایـن یـک حدیث مجعول و ساختگى است که براى بى اعتبار جلوه دادن قرآن و کلمات پـیـامـبـر اسـلام (صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلّم ) وسـیـله شـیـطـان صـفـتـان جعل شده است زیرا:

اولا - بـه گـفـتـه مـحققان ، راویان این حدیث افراد ضعیف و غیر موثقند، و صدور آن از ابن عـبـاس نـیـز بـه هـیـچـوجـه معلوم نیست ، و به گفته محمد بن اسحاق این حدیث از مجعولات زنادقه مى باشد و او کتابى در این باره نگاشته است .
ثـانـیـا - احـادیث متعددى در مورد نزول سوره نجم و سپس سجده کردن پیامبر و مسلمانان در کـتـب مـختلف نقل شده ، و در هیچیک از این احادیث سخنى از افسانه غرانیق نیست ، و این نشان مى دهد که این جمله بعدا به آن افزوده شده است .
ثـالثـا - آیـات آغـاز سـوره نـجـم صـریـحـا ایـن خـرافـات را ابطال مى کند آنجا که مى گوید و ما ینطق عن الهوى ان هو الا وحى یوحى : پیامبر از روى هواى نفس سخن نمى گوید آنچه مى گوید تنها وحى الهى است این آیه با افسانه فوق چگونه سازگار است ؟
رابعا - آیاتى که بعد از ذکر نام بتها در این سوره آمده ، همه بیان مذمت
بـتـهـا و زشـتـى و پـسـتـى آنها است و با صراحت مى گوید: اینها اوهامى است که شما با پندارهاى بى اساس خود ساخته اید و هیچگونه کارى از آنها ساخته نیست (ان هى الا اسماء سـمیتموها انتم و آبائکم ما انزل الله بها من سلطان ان یتبعون الا الظن و ما تهوى الانفس و لقد جائهم من ربهم الهدى .
بـا ایـن مـذمـتـهـاى شـدیـد چـگـونـه مـمـکـن اسـت چـنـد جـمـله قـبـل از آن ، مدح بتها شده باشد بعلاوه قرآن صریحا یادآور شده که خدا تمامى آن را از هر گونه تحریف و انحراف و تضییع حفظ مى کند چنانکه در آیه 9 سوره حجر مى خوانیم : (انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون ).
خامسا - مبارزه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) با بت و بت پرستى یک مبارزه آشتى نـاپـذیر و پیگیر و بى وقفه از آغاز تا پایان عمر او است ، پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سـلّم ) در عـمـل نـشـان داد کـه هـیـچـگـونـه مـصـالحـه و سـازش و انـعـطـافـى در مـقابل بت و بت پرستى حتى در سخت ترین حالات نشان نمى دهد، چگونه ممکن است چنین الفاظى بر زبان مبارکش جارى شود.
و سـادسا حتى آنها که پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را از سوى خدا نمى دانـنـد و مـسـلمان نیستند او را انسانى متفکر و آگاه و مدبر مى دانند که در سایه تدبیرش بـه بـزرگـترین پیروزیها رسید، آیا چنین کسى که شعار اصلیش لا اله الا الله و مبارزه آشـتـى نـاپـذیـر بـا هـر گـونـه شرک و بت پرستى بوده ، و عملا نشان داده است که در ارتـبـاط بـا مـسـاءله بـتـها حاضر به هیچگونه سازشى نیست ، چگونه ممکن است برنامه اصـلى خـود را رهـا کـرده و از بـتـهـا ایـن چـنـیـن تـجـلیـل بـه عمل آورد؟!
از مـجـمـوع این بحث بخوبى روشن مى شود که افسانه غرانیق ساخته و پرداخته دشمنان ناشى و مخالفان بیخبر است که براى تضعیف موقعیت قرآن و پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) چنین حدیث بى اساس را جعل کرده اند.
لذا تمام محققان اسلامى اعم از شیعه و اهل تسنن این حدیث را قویا نفى
و تضعیف کرده اند و به جعل جاعلین نسبت داده اند.
البـتـه بـعـضـى از مـفـسران توجیهى براى این حدیث ذکر کرده اند که بر فرض ثبوت اصـل حدیث ، قابل مطالعه بود و آن اینکه : (پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آیـات قـرآن را آهسته و با تاءنى مى خواند، و گاه در میان آن لحظاتى سکوت مى کرد، تـا دلهـاى مـردم آن را بـخـوبـى جـذب کـنـد، هـنـگـامـى کـه مـشـغـول تـلاوت آیـات سـوره نـجـم بـود و بـه آیـه (افـراءیـتم اللات و العزى و منات الثـالثـة الاخـرى ) رسید بعضى از شیطان صفتان (مشرکان لجوج ) از فرصت استفاده کـرده و جـمـله تـلک الغـرانـیـق العـلى و ان شـفـاعـتـهـن لتـرتـجـى را در ایـن وسط با لحن مـخـصـوصـى سر دادند تا هم دهن کجى به سخنان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) کـنـنـد و هم کار را بر مردم مشتبه سازند، ولى آیات بعد به خوبى از آنها پاسخ گفت و بت پرستى را شدیدا محکوم کرد).
و از ایـنـجـا روشـن مـى شـود اینکه بعضى خواسته اند داستان غرانیق را نوعى انعطاف از نـاحـیه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نسبت به بت پرستان به خاطر سرسختى آنها و علاقه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به جذب آنان به سوى اسلام بدانند و از ایـن راه تـفـسـیـر کنند، مرتکب اشتباه بزرگى شده اند، و نشان مى دهد که این توجیه گـران مـوضـع اسـلام و پـیـامـبـر (صـلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را در برابر بت و بت پـرسـتـى درک نـکـرده انـد و مـدارک تـاریـخى که مى گوید دشمنان هر بهائى را حاضر شـدنـد بـه پـیـامـبـر (صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلّم ) در ایـن زمـیـنـه بـپـردازنـد و او قـبـول نـکـرد و ذره اى از بـرنـامـه خـود عـدول نـنـمـود نـدیـده انـد، و یـا عـمـدا تجاهل مى کنند.

اسلام

نظر اسلام در مورد برده داری چیست؟

رابطه شوهر و همسرش از دیدگاه اسلام چگونه است؟

اگر دو مرجع تقلید شروع ماه رمضان را با اختلاف یک روزه اعلام کنند تکلیف شب قدر چیست؟

نزول دفعی قرآن در چه سالی بود؟

عمر چگونه به قتل رسید؟

اگر خلیفه دوم قاتل دختر پیغمبر است چرا امام حسین سردار سپاه عمر در جنگ با ایران شد؟

نقش ایرانیان در قتل خلفای در اسلام چیست؟

آیا در در صدر اسلام حاکمان مانند حکام کنونی بادیگارد و نرده نداشتن که انقدر به قتل میرسیدند؟

پول

امروز بعد از کلی زحمت تو بازی ساکر استار تونستم ۲۷۰۰۰۰۰ سکه به دست بیارم و به این فکر کردم که از طریق فروش سکه ها درامد کسب کنیم به خاطر همین رفتم یه چند تا سایت رو نگاه کنم که قیمت سکه ها دستم بیاد و با این مواجه شدم که این دو میلیون سکه من فقط ۱۹ هزار تومان ارزش داره  یعنی در واقع این همه زحمت رو میشه به ۱۹ هزار تومان خرید.

 به نظرم هر چیزی رو که با پول بشه خرید بی معنی میشه

فیلم

از زمان تعویق کنکور 55 روزه من حدود 50 تا فیلم دیدم اور دوز کردم

در سایه

چرا در تاریخ  با اینهمه تکرار در خصوص قتل عام یهودیان در جنگ جهانی راجع به دلیلی نفرت ازشون چیزی نمیگن؟

چرا ما همه چیو راجع به جنوبی ها در جنگ داخلی آمریکا میدونیم اما راجع به شمالی ها نه؟