ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
یه سوالی که برام پیش اومده اینکه فرق عقده گشایی با دلسوزی چیه؟
یعنی تو از من بدت میاد و من یه کار بدی دیگه ای میکنم. حالا تو اگه بیای از اون کار من انتقاد کنی چطور بفهمیم دلسوز اون کار بدی هستی که کردم یا عقده ای شدی اینجا داری خالی میکنی؟
من راهشو پیدا کردم البته کاملا صحیح نیست ولی اگه راه بهتری سراغ دارین بگین.
خوب وقتی راجع به اون کار بد توسط افراد مختلط انتقاد میشه اما بادلایل مختلف و بعضا متناقض، این یعنی اونا دارن دنبال دلیل میگردن برای عقده گشایی و دنبال حقیقت نیستن وگرنه حداقل به دلایل مشابهی میرسیدند.
نمونه یک:
عقده گشا1: فلانی ها بیشرفن. من: چرا؟ عقده گشا1: دیدی میگن پلاسکو رو منابع گازوئیل منفجر کرد خوب دروغ میگن ساختمون در اثر فرسودگی از قبل معلوم بود میریزه آتش نشان های بیگناه رو احمقانه فرستادن تو.
عقده گشا2: فلانی ها بیشرفن. من: چرا؟ عقده گشا2: اینا خودشون ساختمون رو منفجر کرد چون تو میدان فلان مرکز تجاری درست کردن خالی مونده.
خوب مشخصه این دوتا فقط دنبال دلیلن که ثابت کنن فلانی ها بیشرفن نه اینکه چرا پلاسکو ریخت. البته معلومه تو این حادثه فلانی ها مقصرن اما این دونفر دنبال دلیل حادثه نیستن دنبال اثبات بی شرفی فلانی هان.
عاقد رو خبر کنید