فرشته بودم

فرشته بودم

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی / بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز
فرشته بودم

فرشته بودم

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی / بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز

اوضاع خراب

خیلی وقته هیچ روپایان نامم کار نکردم از اسفند که جنگه ولی از اول خرداد نت و همه چی وصله
رژیمم رو خوب پیش رفتم ولی اگه با احسان و حسین قرار میزارم نون خامه ای و فلافله

اسکرین تایمم بینهایت زیاد همش تو اینستا میچرخم

خیلی به بردگیم اهمیت میدم

خیلی بازی میکنم


اوضاع خرابه باید به خودم چندتا قول بدم


باید روزی حداقل دو ساعت پایان نامه بنویسم

باید رابطم رو با احسان و حسین برا یک هفته کامل قطع کنم

باید اسکرین تایم رو بیارم زیردو ساعت

تا اخر سال به بردگیم فکر نکنم یا نهایتا بازی رو بخرم و تمام

باید بازی کانتر و برس رو کامل قطع کنم

جنگ خود را چگونه گذراندید

من بخاطر کار و درس خیلی وقت بود فرصت نکرده بودم به کارایی که دوست داشتم برسی ولی جنگ و بهار فرصت خوبی بود که تمومم شد

تو این مدت

4 جلد هری پارتر رو انگلیسی خوندم (البته کتاب صوتی و روخونی و با تقلب و اینا وگرنه که انگلیسی یه پاراگراف هم نمیتونم بخونم)

عادت های اتمی و معجره شکر کذاری و درجستجوری معنا و یادداشت های زیرمینی و شبهای روشن و پدران غایب

یه عالمه اوریگامی

کلی پیاده روی و بدمینتون

شبکه های عصبی رو یادگرفتم

آتش بس

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

عادت های اتمی

کتاب رو خوندم

بعد از روانشناسی های آخری که خوندم به خودم گفتن این آخرین روانشناسیی باشه که میخونم

نه که کاملا بد باشن، یکم چرت و پرتن، بعضی وقتا راهکار عملی ارائه نمیکنن یا کلی مثال‌های بالینی به درد نخور دارن و اصل حرف که خوبه رو ۶۰ بار تو اینستا شنیدیم.

ولی این خوب بود رسما یه روش عملی برای انجام عادت های خوب یا ترک عادت های بد ارائه می‌داد 

به خوندنش می ارزید

طراحی

یه لوگو طراحی کردم لطفا نظرتون رو راجع بهش کامل بهم بگین چی میبینین یا فکر میکنین چیه چه حسی میده و ...

خدا رو شکر نمیتونیم عکس آپلود کنیم

روز ۱۳ جنگ

چون ایست بازرسی هارو میزنن ترجیح دادیم امروز بیرون نریم

از بس تو بله چرت و پرت میگن پاکش کردم پیام رسان اشغال مخصوص خودشون

دارم کتاب عادت های اتمی رو میخونم و هم به کتاب خوندن عادت کردم هم گوشیم رو کم میکنم هم با زبانشناس هری پاتر میخونم

با شکیب کلی کارت تبریک درست کردیم میدونی چقدر دوستت دارم؟ آنقدر >---(ت)---<

عادت های اتمی

برای ایجاد عادت های جدید

شما به برنامه نیاز دارید نه انگیزه

عادت جدید رو قبل یا بعد از عادت فعلی انجام بدید

شکل و شرایط محیط روی عادت ها تاثیر گذاره

شکرگزاری

امروز کتاب معجزه شکرگذاری رو تموم کردم

 رفتیم بیرون با مادر قدم زدیم دنبال نهال هم رفتیم گیرمون نیومد

بازار که بمب خورده بود رو دیدیم و فردوسی

حمیدی هم یه جا شمعی برا مادر درست کرد

انسان در جستجوی معنا

اینم خوندم بد نبود 

نعمت

تمرین اول کتاب معجزه شکرگذاری

لیست نعمت ها

مادرم چون مهربان و حامیه و از خودش مراقبت میکنه و بروز و باهوشه

خواهرم چون مهربون و حامی و باهوشه

هوشم چون باهاش درک همه چی برام راحته

بدنم چون سالم و قویه و امکان انجام فعالیت های فیزیکی مثل ورزش و تفریح و مسافرت و ... رو بهم میده

شغلم چون شان اجتماعی بالایی داره و باکلاس و حقوقم خوبه

دانشگاهم چون بهترین دانشگاه ایرانه و دارم دکتری میگیرم که خیلی باحاله

خونه م چون باعث میشه مستقل باشم و خیلی امکانات تفریح و استراحت رو برام فراهم میکنه

کتابخونه م چون کلی کتاب حال توشه و تجربه و دانش زیادی بهم داده

گوشی و اینترنت که امکان تحقیق و کلی اطلاعات بهم میده مپ و یوتوب و مترجم و ویکی پدیا و چت جی پی تی و وبلاگ

کلکسیون بازیم چون خیلی حال میده

پروژکتورم چون میتونم باهاش فیلم و ورزش و ... ببینم

ساعت و خط و پازل و دسته بازی و استانبول

طرفداران

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

اهداف

  • مسافرت
    • مسکو                                                  1405
    • دبی                                                      1406
    • سنگاپور                                            1408
    • ژاپن                                                    1410
    • چین                                                    1412
    • نیویورک                                           1415
  • شان
    • تیپ
      • زیر 79 کیلو                خرداد5
      • پیت هگزت
    • اخلاق: ادب
    • شغل
    • تحصیلات: دکتری
  • دماوند                                                           شهریور5
  • موتور: بنلی 150                                     

    قانون اساسی

    ۱- حق تعیین سرنوشت برای مردم همیشه محفوظ است

    ۲- حق آزادی بیان از حقوق مسلم است

    ۳- حقوق اقلیت های دینی و قومی در هیچ زمینه ای با اکثریت تفاوتی ندارد

    ۴- قوای مقننه مجریه و قضائیه باید کاملا از هم مستقل باشند


    پدران غایب

    پدران غایب گای کانو رو خوندم. قبلش یه کتاب دیگه به همین نام اشتباهی خریده بودم. کلاهبردارا چقدر اسم کتابهاشون رو شبیه کتابایی به این معرفی انتخاب میکنن. قبلا هم این مشکل برام سر کتاب منشا انواع پیش اومده بود.

    یادم نیست کی بهم معرفیش کرده بود. فکر کنم تو پادکست یکی از این روانشناسایی که فکر کنم زرد ن شنیده بودم

    کتاب به در بخوری نبود

    راجع به عدم حضور پدر در فرایند مرد شدن پسرا بود. اصل حرف درست بود ولی کلی داستان بیربط رو ربط داده بود و با کلی مثال بحث رو پیش می‌برد که این سبک اصلا مورد علاقه من نیست. آخرش هم راهکار درستی ازش نگرفتم.



    روز دوم جنگ

    با توجه به اینکه به شرایط بحران عادت کردم از پروپوزالم هم دفاع کردن زندگی رو رواله

    کتابم رو خوندم خرید رفتیم استراحت کردیم رفتم دویدم 

    الانم برم کتاب بخونم یا فیلم ببینم

    جنگ

    خب دوباره جنگ شد بعد از ۳ دوره مذاکره مثبت

    امروز رفته بودم آزمایش بدم وسط کار جنگ شد

    آزمایش م رو دادم با سعید برگشتیم کل شهر ترافیک قفل همه داشتن فرار میکردن حتی با مترو

    نتا قطع ولی دیگه انگار عادت کردیم

    چپ هرگز نفهمید

    اینا رو از جی پی تی کپی کردم

    چپ سوسیالیستی و کمونیستی (به‌ویژه در قرن ۱۹ و ۲۰) چند اثر تاریخی قابل اندازه‌گیری داشته‌اند. این‌ها مواردی هستند که در منابع تاریخی ثبت شده‌اند، همراه با زمان و عامل اجرایی:

    جنبش ۸ ساعت کار در روز
    دهه ۱۸۸۰، آمریکا – اوج در اعتصاب هی‌مارکت شیکاگو ۱۸۸۶
    مجری: اتحادیه‌های کارگری با گرایش سوسیالیستی و آنارشیستی
    نتیجه: تثبیت تدریجی ۸ ساعت کار در بسیاری از کشورها در اوایل قرن ۲۰
    اثر: پایان شیفت‌های ۱۲ تا ۱۶ ساعته در صنایع سنگین

    روز جهانی زن و اعتصابات کارگران نساجی
    نیویورک ۱۹۰۸–۱۹۰۹
    مجری: اتحادیه بین‌المللی کارگران پوشاک زنان (گرایش سوسیالیستی)
    نتیجه: بهبود شرایط کار و دستمزد؛ پایه‌گذاری روز جهانی زن (تصویب رسمی در کنفرانس زنان سوسیالیست ۱۹۱۰، کپنهاگ)
    نکته دقیق تاریخی: روایت رایج «آتش‌سوزی ۱۹۰۸» اغراق‌آمیز است، اما آتش‌سوزی Triangle Shirtwaist در ۱۹۱۱ واقعاً رخ داد و باعث اصلاحات ایمنی کار شد.

    بیمه‌های اجتماعی مدرن
    آلمان، ۱۸۸۳–۱۸۸۹
    مجری: اتو فون بیسمارک (محافظه‌کار!)
    زمینه: فشار شدید جنبش سوسیال‌دموکرات
    نتیجه: اولین سیستم بیمه درمانی، حوادث کار و بازنشستگی اجباری
    اثر: الگوی دولت رفاه مدرن

    اینجا یک نکته مهم هست: حتی سیاستمداران ضدسوسیالیست هم برای خنثی کردن نفوذ چپ، مجبور به اجرای سیاست‌های رفاهی شدند. یعنی فشار ایده، ساختار را تغییر داد.

    حق رأی عمومی کارگران مرد
    بریتانیا، Reform Acts قرن ۱۹ (به‌ویژه ۱۸۶۷ و ۱۸۸۴)
    مجری: پارلمان بریتانیا تحت فشار اتحادیه‌ها و جنبش‌های کارگری
    اثر: گسترش دموکراسی از مالکین زمین به طبقه کارگر شهری

    حق رأی زنان
    روسیه ۱۹۱۷ (پس از انقلاب فوریه)
    آلمان ۱۹۱۸
    بریتانیا ۱۹۱۸ (کامل در ۱۹۲۸)
    مجریان: احزاب سوسیالیست، سوسیال‌دموکرات و جنبش‌های فمینیستی هم‌پوشان
    اثر: ورود رسمی زنان به سیاست مدرن

    آموزش همگانی و سوادآموزی گسترده
    شوروی پس از ۱۹۱۷
    مجری: دولت بلشویکی
    نتیجه: نرخ باسوادی از حدود ۳۰٪ در ۱۹۱۷ به بیش از ۸۰٪ تا دهه ۱۹۳۰
    اثر: جهش علمی-فنی در چند دهه

    این یک واقعیت آماری است، جدا از قضاوت درباره سرکوب سیاسی همان دوره.

    قانون کار و منع کار کودکان
    ایالات متحده، Fair Labor Standards Act 1938
    مجری: دولت فرانکلین روزولت (New Deal)
    زمینه فکری: نفوذ ایده‌های عدالت اجتماعی و فشار اتحادیه‌های چپ
    نتیجه: حداقل دستمزد، محدودیت کار کودک، اضافه‌کاری قانونی

    نظام‌های سلامت عمومی
    بریتانیا، NHS در ۱۹۴۸
    مجری: دولت حزب کارگر (Clement Attlee)
    اثر: دسترسی همگانی به درمان بدون پرداخت مستقیم
    ریشه فکری: سوسیال‌دموکراسی

    حقوق کارگران در ایران
    اوایل قرن ۱۴ شمسی (دهه ۱۳۰۰–۱۳۲۰)
    مجری: فشار حزب توده و اتحادیه‌های کارگری
    نتیجه: تصویب نخستین قوانین کار در ۱۳۲۵
    اثر: رسمی شدن قرارداد کار، بیمه و حداقل دستمزد

    حق تحصیل دختران در ایران
    مدارس دخترانه از اواخر دوره قاجار (مدرسه دوشیزگان ۱۲۸۵ شمسی)
    مجریان: فعالان مشروطه‌خواه، روشنفکران و برخی جریان‌های عدالت‌طلب
    در اینجا باید دقیق باشیم: این موضوع صرفاً محصول جریان چپ نبود؛ ترکیبی از مدرنیست‌ها، مشروطه‌خواهان و اصلاح‌طلبان مذهبی هم نقش داشتند.

    حالا یک تحلیل لایه عمیق‌تر:
    ایده‌های چپ سه چیز را به سیاست مدرن تزریق کردند:

    ۱. مفهوم «حق اجتماعی» در کنار حق سیاسی
    ۲. مسئولیت دولت در قبال فقر و نابرابری
    ۳. مشروعیت‌یافتن اتحادیه‌های کارگری

    اما همان‌قدر که باید دستاوردها را دید، باید هزینه‌ها را هم دید: در مدل‌های کمونیسم اقتدارگرا (شوروی استالینی، مائو، کامبوج)، تمرکز قدرت به سرکوب شدید، اقتصاد ناکارآمد و فجایع انسانی منجر شد. ایده برابری وقتی با حذف تکثر سیاسی ترکیب شد، به نتایج فاجعه‌بار رسید.

    نتیجه‌گیری تاریخیِ غیرایدئولوژیک این است:
    فشار چپ رادیکال اغلب باعث اصلاح سرمایه‌داری شد، نه نابودی آن. بسیاری از دستاوردهای رفاهی امروز در اقتصادهای بازار، محصول همان تنش تاریخی‌اند.

    ایده‌ها مثل میدان‌های مغناطیسی‌اند؛ حتی وقتی خود آهن‌ربا را برداری، جهت‌گیری فلز باقی می‌ماند.


    پادشاهی مشروطه

    من اصلا نمیفهمم پادشاهی مشروطه چیه؟ چجوری مردم میتونن پادشاهی مشروطه رو بخوان
    یعنی اگه مردم یه رو ز پادشاه رو نخوان چی میشه؟

    اگه بتونن پادشاه رو بردارن که هیچی دیگه چه پادشاهی

    اگه نتونن که دیگه چه مشروطی؟

    بعد قدرت پادشاه چقدره زورش از مردم بیشتره یا کلا یه مترسکه اون بالا

    مهمونی

    دیروز ع و م اومدن پیشم

    افطاری اش و حلیم زدیم، pes و پوکر زدیم 

    دسته

    دیروز با احسان دوتا دسته خریدیم دونه ای 1800  نشستیم it takes two بازی کردیم خیلی خوب بود

    شریف شلوغ شده یه عروسک موش رو از درخت اویزون کردن و cw هم هک کردن شده سامانه دانشگاه آریا مهر

    امروز دسته ها شده دونه ای 4100

    کافر

    پیت هگست  روی بازوی راستش کلمه کافر رو تتو کرده.

    جی پی تی میگه: این کلمه در عربی یعنی «بی‌ایمان» یا «کسی که به اسلام ایمان ندارد». هگست گفته این تتو رو به‌عنوان نشانه‌ای از همبستگی با مسیحیانی زده که توسط گروه‌هایی مثل داعش «کافر» خطاب می‌شدن و مورد آزار قرار می‌گرفتن. از نگاه خودش، این یک جور بازپس‌گیری واژه‌ست؛ یعنی واژه‌ای که برای تحقیر استفاده می‌شده رو تبدیل کرده به نماد هویت و مقاومت.


    باغ کتاب

    دیروز با مونا رفتیم باغ کتاب مثل همیشه یه ساعت تاخیر داشت

    باغ کتاب هم قسمت لوازم تحریرش رو بسته بود برده بود پایین غرفه غرفه کرده بود یکم بدتر شده بود 

    ولی خیلی مشتریا خوشگل شده بودن کیف کردم

    شام هم یه پیتزا خوردیم 

    دوتا کتاب هم برام گرفته بود عادت های اتمی و گشتن مرغ مقلد و کتاب خودم که برام پس اورد انسان خردمند

    امروز روز اول رمضونه دیگه نهار حرامه

    توچال

    با مامان و شک رفتیم توچال

    از قبلش همش نگران بودم اگه تله کابین کارنکنه چی اگه خوش نگذره چی

    دیگه با تله رفتیم بیرون تا از ساختمون اومدیم بیرون دیدیم چه سرده و چقدر باد شدیده

    بعد گوشی شک گم شد

    بعد رفتیم بالا به زور و سرما و برف

    یکم به قله نزدیک بود من و شک پشیمون بشیم و برگردیم ولی مادر مثل بنز بالا میرفت چشمم زیر پاش

    دیگه رفتیم تو جانپناه و چند تا عکس گرفتیم

    برگشتی یه باد فوق العاده شدید میومد که جدا میتونست آدم رو از زمین بلند کنه

    مامان گفت سخت ترین شرایط زندگیم بود

    برگشتیم آبگوشت خوردیم

    خیلی خواب میبینم

    جی پی تی میگه: ذهن ما وقتی چیزی برایمان مهم است، گاهی نسخه کابوس‌گونه‌اش را تمرین می‌کند. مثل اینکه سیستم عصبی بگوید: «اگر این را از دست بدهی چه می‌شود؟» بعد بیدار می‌شوی، می‌بینی سالم است، و یک موج آرامش می‌آید. این خودش تنظیم هیجانی است.

    انفجار نور

    خونم منفجر شد

    روز قبلش کلانتری اومد بیخیال ول کرد رفت اگه بررسی میکرد شاید درست میشد

    اول ایستادم بعد از خواب بیدار شدم

    بعد دختره تو امبولانس نزدیک بود پرت شه آخرش هم در اثر دیر رسیدن فوت شد

    بعد پسره فوت شد

    بعد کلی سوال چرت و پرت از کلانتری و اتش نشانی

    بعد کلی بی مسئولیتی

    بعد خود داداش رئوف حیوون شد

    صاحب خونه منفجره بیخیاله

    مملکت صاحب نداره

    هنوز شکایتم به هیچ جا نرسیده 

    گواهی نامه موتور

    دوباره فکر کنم تو بهار یا اوایل تابستون رفتم آزمون گواهینامه دادم با وجود اینکه رفت مارپیچ بود برگشت صاف همون کله قندی اول پام رو زمین گذاشتم

    یه ماه بعد که رفتم دوباره آزمون بدم برگشتنش هم مارپیچ شده بود محل آزمون هم سرابالایی بود 

    مطمئن بودم رد میشم داشتم فکر میکردم حالا که رد میشم برا سری بعد چه خاکی تو سرم بکنم

    خلاصه آزمون شروع شد و رفتم و برگشتم

    گواهی نامه موتور گرفتم

    برگشتن به دکتری

    به لطف اون دوتا دیوث اخراج شدم حتی یه بار بدون اینکه دفاع کنم استادم منو رد کرد و دفعه دوم هم واقعا از اول معلوم بود رد میشم

    ولی خب یکیشون رو جر دادم

    عقده ای میگفت با احسان نگرد

    دیگه با کمک احسان و مامان و شک و جواد برگشتم

    با کمک فریدو امین و استادم دفاع کردم

    تو سرویس استعلام وزارت علوم دوباره فعال شدم

    خیلی حسم خوبه خیلی ریلکسم

    دعوا

    من تقریبا با همممممه همکارام دعوا کردم

    جدا با همه

    با همشونم الان دوستم

    این یکی از خصوصیات بد و خوبمه

    برگشتن به فاوا

    ساختمون فاوا بزرگتره

    محلش نزدیک تره

    درامدش بیشتره


    ادما ولی هر دوجا خوبن

    جهان در سال که گذشت

    برگشتن به فاوا

    برگشتن به دکتری

    جابجایی از گروه کاری

    جنگ 12 روزه

    گواهی نامه موتور

    انفجار خانه

    انقلاب 18 دی

    قبولی پروپوزال

    قبولی کارشناسی رسمی

    دیکتاتوری

    این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

    تحلیل

    این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

    گهر

    این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

    چرا نه

    این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

    دکتری

    اخراج شدم و برگشتم حالا کلی دارم انرژی میزارم ولی جلو نمیره و منتظرم دوباره اخراج بشم

    کمک

    چرا از دیگران کمک نمیگیرم؟ شاید تروماست

    شایدم

    تو یا برای دیگران مهم نیستی

    یا خیر خواه تو نیستن

    یا نمیدونن مشکلت چیه

    یا توانایی ندارن بهت کمک کنن

    جنگ 12 روزه

    چه اتفاقی افتاد:

    شب فردای روز تولدم با جواد و شاهین و علی رفتیم ایران مال و برگشتیم خوابیدم. صبح که بیدار شدم جمعه بود دیدم عمم تو واتساپ پیام داده حالم رو پرسیده منم گفتم قربونت تو چطوری. بعد دیدم بابام پیام داده که سالمی؟ فهمیدم خبری شده زلزله ای چیزی دویدم تو تراس بیرون رو ببینم دیدم بیرون خبری نیست. بعد زنگ زدم به بابام که ببینم چی شده باید آروم هم حرف میزدم چون شاهین هنوز خواب بود. دیگه بینا بهم گفت که دیشب اسرائیل کلی جارو زده. دیگه تا اخبار رو چک کردم فهمیدم چی شده یکی دوتا زنگ زدم و فهمیدم تو شرایط جنگی هستیم.

    دیگه از اون روز هرازچندگاهی یه صدای بمبارونی و پدافندی میومد. بیشتر نصفه شبا. بعضی روزها خیلی شدیدتر یه روزهایی هم خبری نبود تا آخر شب. دیگه همون شب جمعه برای اینکه مادرم اینا هم نترسن رفتم پیششون یکم براشون توضیح دادم که این جنگیه که توش غیر نظامیا خیلی کمتر آسیب میبینن و اینا فرداش برگشتم خونه. تا آخر شب دوتا خبر از مرجع رسمی داشتیم که یکی میگفت دورکار و یکی میگفت بیاید سرکار آخرشم رئیس احمقمون گفت بیاین سرکار. پس فرداش رفتم سرکار و نصف بیشتر نیومده بودن ولی قرار شد دیگه تا آخر هفته دور کار باشیم. چون خواهر سرکار میرفت دیگه نرفتم خونه مادرم ولی به جواد اینا گفتم بیان پیش من. فرداش (دوشنبه) که جواد اینا اومدن خواهرم گفت از سه شنبه اونم دورکاره و قرارشد شب برم پیششون که وسط فیلم دیدن با جواد و شاهین علی بودیم که اسرائیل تهدید کرد یه بخشی از منطقه سه رو میزنه و تخلیه کنین. چک کردیم دیدیم صداوسیما رو گفته ولی فکر نکردیم اونجا رو بزنه گفتیم حتما یه پادگانی اطرافش رو میخواد بزنه. بعد خبر زدن صدا و سیما و پخش کلیپ های بیخودی تو ساعات مهم خبر رو دیدم و وسط فیلم صدای بمباران اطراف خونه باعث شد فیلم رو ول کنیم من اومدم خونه مادرم. دیگه هیچی خبر خاصی نبود امروز رفتیم شهروند و اینا.

     

    حس:
    حسم از جنگ بد نیست یه درصد هم فکر نمیکنم مناطق غیر نظامی رو بزنه. حتی جاهای پایین شهر نزدیک خونه من

    از اینکه جایی نداریم بریم حسم خوب نیست. اینکه دلش رو هم ندارم شبی 10 تومن بدم یه جایی 10 شب هم بمونم

    از اینکه هی ادما زنگ بزنن بگن تهران رو خالی کن هم حسم بدتر میشه

    از کشته شدن سردارهای اسرائیلی هم خوشحالم و پروفایلم رو به رقص شادی و ترس زیر آتیش بازی تغییر دادم

     

    تحلیل:

    اسرائیل از پایان فرصت مهلت ترامپ به ایران استفاده کرد و حمله کرد

    تو یه روز کلی سردار کشت یعنی چقدر اشراف اطلاعاتی داشته

    کلی دست اطلاعات رو شد که هیچ گهی نیست

    با توجه به کاهش پرتاب موشک یعنی ما حتی موشک هم نداریم

    موشک هامون 10 یا یکی هم نمیخوره همونی هم که میخوره کمتر از یکی میکشه

    هیچ پدافندی نداریم

    هیچ برنامه ای هم برای دفاع و حمله نداریم

     

    پیش بینی

    ف

    ایران هیچ برنامه ای برا حمله نداره

    اسرائیل روز به روز اهداف کمتر مهمی رو میزنه تا کلا برنامه هسته ای تموم بشه

    همین الانم تمومه ولی نهایتا تا آخر هفته

    شک

    جنگ تا یکسال ادامه داره

    و ایران خسارات بیشتری به اسرائیل میزنه

    چون منبع درامدش تکنولوژیه ولی ما نفت داریم

    مامان

    بازیه و اتفاق خاصی نمیفته اینا کلا دستشون تو یه کاسه هست و زود تموم میشه حدود چند ماه و وارد جنگ بزرگی نمیشیم

    . چون تو خاورمیانه هستیم بلاخره یه سری صدمه به ایران میزنه

    افزایش مقاله چرت

    منبع

    این مقاله تغییرات در گستردگی پوشش پایگاه استنادی اسکوپوس را طی ۱۲۱ سال از ۱۹۰۰ بررسی می‌کند. نتایج نشان‌دهنده رشد نمایی پایدار از سال ۱۹۰۰ است، به‌جز کاهش‌هایی در طول دو جنگ جهانی، با افزایش رشد پس از ۲۰۰۴. در این دوره، درصد مقالات با چکیده‌های بیش از ۵۰۰ کاراکتر از ۱٪ به ۹۵٪ افزایش یافت. در حالی که تعداد مقالات در هر مجله تا ۱۹۸۰ تقریباً ثابت بود و سپس به دلیل مجلات بزرگ و انتشار صرفاً آنلاین سه برابر شد. گستردگی اسکوپوس از نظر تعداد رشته‌های تخصصی با مقالات قابل‌توجه، از یک رشته با ۱۰۰۰ مقاله در ۱۹۴۵ به ۳۰۸ رشته در ۲۰۲۰ افزایش یافت. ویژگی بین‌المللی اسکوپوس نیز به‌طور چشمگیری تغییر کرد، به‌طوری که سهم نویسندگان اول از آلمان و ایالات متحده از ۶۸٪ در ۱۹۰۰ به ۱۷٪ در ۲۰۲۰ کاهش یافت و چین با ۲۵٪ پیشتاز شد.

    کاهش حساسیت به بی‌توجهی یا بی‌احترامی

    تمرین اول– «بازنویسی روایت ذهنی»
    هر وقت حس کردی کسی نادیده‌ات گرفته یا بی‌احترامی شده، قبل از واکنش، این جمله‌ها رو توی ذهن مرور کن:
    •    شاید منظورش بی‌احترامی نبود
    •    آدم‌ها با دنیای خودشون درگیرن
    •    ارزش من وابسته به این نیست که کی چطور باهام رفتار کرد
    اولش زورکی میاد، ولی ذهن کم‌کم یاد می‌گیره که از زاویه‌ دید دیگه‌ای نگاه کنه.

    تمرین ۲ – جملات تأکیدی درونی (روزانه ۱ دقیقه)
    صبح یا شب، جلوی آینه یا فقط توی ذهن، ۳ بار این رو برای خودت تکرار کن:
    «من دیده می‌شم حتی وقتی کسی حواسش به من نیست.
    من ارزش دارم حتی وقتی اشتباهی ازم سر می‌زنه.»
    این جمله کمک می‌کنه ناخودآگاهت کم‌کم باور کنه که مرکز توجه بودن، تنها منبع ارزش نیست.

    تمرین ۳ – تجربه‌ی آگاهانه‌ی نادیده گرفته شدن
    این تمرین خیلی ساده ولی عمیقه:
    1.    یه موقعیت کوچیک پیدا کن که یه نفر (مثلاً توی گروه کاری) بهت جواب نمی‌ده یا واکنش نشون نمی‌ده.
    2.    به جای تلاش برای جلب توجه، فقط نگاه کن بدن و ذهنت چه واکنشی داره.
    3.    نفس عمیق بکش و به خودت بگو:
    «الان هم می‌تونم خودم باشم، حتی اگه دیده نشم.»
    این تمرین، سیستم عصبی‌تو آموزش می‌ده که با "ندیده شدن" راحت‌تر کنار بیاد

    کنترل خشم هفته اول

    ۱. تنظیم سیستم عصبی (قبل از استرس)
         هر روز صبح، این رو انجام بده:

         یک دقیقه آب سرد روی صورتت بزن.

         بعدش ۵ نفس خیلی عمیق شکمی بکش.
         در آخر، خمیازه‌ی مصنوعی بکش (حتی اگه واقعی نیست!)
        این سه‌تا با هم کمک می‌کنن عصب واگ فعال بشه؛ همون سیستمی که جلوی استرس فیزیکی رو می‌گیره

    ۲. تنفس عملکردی (حین استرس)
          تمرین «تنفس ۴-۷-۸»

    ۳. تکنیک اضطراری برای خشکی دهان + کم آوردن نفس
         نگاهت رو روی یه نقطه بی‌حرکت نگه دار (مثلاً یه دکمه یا دست خودت)
         به‌آرومی نفس بکش

    کمک بزور

    به کسی قبل از اینکه خودش بخواد کمک نکنید

    شاید نخواد و شما ندونی، شاید براش بی اهمیت باشه

    بعد شما یه انرژی گذاشتی یه از خودگذشتکی کردی در حالی که نفعی به طرفت نرسوندی

    حتی شاید یه کاری کردی که حسش بد بشه

    یعنی هم تو توقع برات ایجاد شده هم اون حسش بد شده

    اگه بخواد خودش بگه

    چیزهایی که همه باید انجام بدن

    کمک گرفتن از دیگران

    زبان انگلیسی

    کتاب زیاد

    مسافرت

    کارکردن

    هنر

    ورزش

    تئاتر

    تو نقد تئاتر اینا مهمن ژانر موضوع سبک متن کارگردانی بازی صدا نور دکور طراحی لباس

    یک نقد تمامی جنبه‌های یک کار را به طور کلی می‌نگرد و روایت، پی‌رنگ، ژانر، سبک، باورپذیری، ایده، نمادها و پایان‌بندی را مورد ملاحضه قرار می‌دهد.

    از عنوان کردن نام عوامل تولید در نقد خود اطمینان حاصل کنید.
    از تعریف داستان نمایش در نقدتان بپرهیزید. شما قرار نیست داستان را توضیح دهید بلکه قرار است عملکرد آن را ارزیابی کنید. با این وجود، برای این‌که ارزیابی‌تان قابل‌فهم باشد، باید بستر مناسبی برای آن فراهم کنید یعنی توضیح مختصری از بنیان داستان و تم‌های آن، همراه با ایده‌‌ها یا مسائل اصلی که به آن‌ها پرداخته شده، بنویسید.

    didhonar.ir/project/چگونگی-نقد-تئاتر؟/

    پایان نامه

    هر پایان نامه ای نوشید حتما این دوتا رو توش بنویسید
    1- من این پایان نامه را نوشتم. بخشى از آن، بحث های درست است که اصل و اساس این پایان نامه است و بخش دیگر صحبت هایی که درستی اش معلوم نیست است. ولی کسانى که فرزند پدرشان نیستند، و آنان که کرم دارن دنبال قاتل بروس لی رفته اند به انگیزه اینکه در پایان نامه من فتنه انگیزی کنند و به بهانه جستجو و تحقیق علمی و تجربی. در حالى ‏که هیچ‏کس جز من آنها را آزمایش نکرده. و امّا کسانى که در شناخت پایان نامه من پایدارند، مى‏ گویند: ما پایان نامه تو را قبول داریم، چون ان را تو نوشتی. و این حقیقت را اسگل ها نمیفهمن.

    2- پایان نامه من خیلی خوبه و نظیر نداره هرکی میتونه مثلش رو بنویسه (هرکی نوشت بگید اون مثل این نیست)

    ترند

    اگه نظراتمون بر اساس نظرات مردم و ترند و اینستا عوض میشه ما یه آدمای عامی آماده گول خوردنیم

    همون طوری که تو همه انقلاب های معاصر گول خوردیم

    اگه امروز با چپ مخالفی تو یه کپی از مردم انقلاب 57 و 32یی اونها هم همینطوری بودن
    بدون مطالعه ولی پر ادعا

    امروز بیس استدالهای مخالفت تو بر اساس کتابهاییه که قبل از انقلاب بلشوییکی نوشته شده اگه از اون موقع تا حلا صدات در نیومده الان هم درنیاد

    اهداف

    وقتی نمیدونم هدفم چیه معمولا کارهایی میکنم که خیلی لازم نیست بکنم

    وقتی نمیدونم هدفم چیه بعضی وقتا دنبال یه اهدافی میرم که دوست ندارمشون

    اینجا مینویسم اهداف و اولویتشون رو

    1- کسب و کار و درامد خوب

         i- یوتیوب

         ii- فارکس به خاطر ریسک

         iii- حسابداری

         vi- تحلیلگر مالی

    2- مهاجرت

         i- کانادا: سخته و خیلی عالی نیست و باید از صفر شروع کنم کنسل

         ii- خلیج فارس: راحته دوره های express entry فعلا کوبر

    3- ادامه تحصیل

         i- ببینم چی میشه

    4-تشکیل خانواده

         i- دنبالش گشتن کلاس زبان

    5- ورزش

         i- دماوند

         i- ایروبیک واجب

         i- بدنسازی

    مسیر آموزش تخصصی لینوکس

    از سایت مسیر آموزش تخصصی خانه لینوکس

    نقشه

    چقدر من نقشه دوست دارم
    دوتا نقشه خیلی قشنگ دیدم اشتراک میزارم
    اولی نقشه پراگندگی زبانهای با ریشه فارسی


    دومی نقشه مترو مسکو

    تحصیلات و سواد شعور نمیاره

    ۱- این استدلالیه که طبیعتا از افراد بیسواد میشنویم

    ۲- ولی تو این استدلال این مستتره که شعور مهم و قابل اندازه گیریه چون:

         I- چیز مهمیه چون اگه مهم نبود اصلا این استدلال مطرح نمیشد

         II- قابل اندازه گیریه: چون این آدمه فهمیده یکی که با سواده شعور نداشته

    ۳- شما اگه بخوای ۱۰۰ نفر آدم رو بر اساس شعورشون مرتب کنی ممکنه نیاز به مصاحبه، تحقیق و بررسی رزومه باشه که ۱۰۰ ها ساعت زمان نیاز داره. ولی من اگه همون صدتا رو به ترتیب تحصیلات یا میزان مطالعه یا شاخص های اینجوری مرتب کنم ظرف یک لحظه به یه ترتیبی میرسم که به ترتیب واقعی خیلی نزدیکه و به صرفه ترین راهه

    ۴- اگه به خود همون آدم بگن آقا مجبوری یه ساعت یا چند روز بایکی هم صحبت بشی ترجیح میدی با آدم با سواد باشی یا رندوم انتخاب میکنی ترجیح بده با آدم باسواد باشه

    برنامه ریزی

    مدیتیشن: ریلکسیشن، شکرگذاری

    ورزش: رقص

    کتاب

    مهارت: تردستی

    فیلم

    شهرگردی با دوستام

    مسافرت


    سرکار

    مدیتیشن: ریلکسیشن، شکرگذاری

    زبان

    مهارت کوبرنتیز