کتاب رو خوندم
بعد از روانشناسی های آخری که خوندم به خودم گفتن این آخرین روانشناسیی باشه که میخونم
نه که کاملا بد باشن، یکم چرت و پرتن، بعضی وقتا راهکار عملی ارائه نمیکنن یا کلی مثالهای بالینی به درد نخور دارن و اصل حرف که خوبه رو ۶۰ بار تو اینستا شنیدیم.
ولی این خوب بود رسما یه روش عملی برای انجام عادت های خوب یا ترک عادت های بد ارائه میداد
به خوندنش می ارزید
یه لوگو طراحی کردم لطفا نظرتون رو راجع بهش کامل بهم بگین چی میبینین یا فکر میکنین چیه چه حسی میده و ...
خدا رو شکر نمیتونیم عکس آپلود کنیم

چون ایست بازرسی هارو میزنن ترجیح دادیم امروز بیرون نریم
از بس تو بله چرت و پرت میگن پاکش کردم پیام رسان اشغال مخصوص خودشون
دارم کتاب عادت های اتمی رو میخونم و هم به کتاب خوندن عادت کردم هم گوشیم رو کم میکنم هم با زبانشناس هری پاتر میخونم
با شکیب کلی کارت تبریک درست کردیم میدونی چقدر دوستت دارم؟ آنقدر >---(ت)---<
برای ایجاد عادت های جدید
شما به برنامه نیاز دارید نه انگیزه
عادت جدید رو قبل یا بعد از عادت فعلی انجام بدید
شکل و شرایط محیط روی عادت ها تاثیر گذاره
امروز کتاب معجزه شکرگذاری رو تموم کردم
رفتیم بیرون با مادر قدم زدیم دنبال نهال هم رفتیم گیرمون نیومد
بازار که بمب خورده بود رو دیدیم و فردوسی
حمیدی هم یه جا شمعی برا مادر درست کرد
اینم خوندم بد نبود
تمرین اول کتاب معجزه شکرگذاری
لیست نعمت ها
مادرم چون مهربان و حامیه و از خودش مراقبت میکنه و بروز و باهوشه
خواهرم چون مهربون و حامی و باهوشه
هوشم چون باهاش درک همه چی برام راحته
بدنم چون سالم و قویه و امکان انجام فعالیت های فیزیکی مثل ورزش و تفریح و مسافرت و ... رو بهم میده
شغلم چون شان اجتماعی بالایی داره و باکلاس و حقوقم خوبه
دانشگاهم چون بهترین دانشگاه ایرانه و دارم دکتری میگیرم که خیلی باحاله
خونه م چون باعث میشه مستقل باشم و خیلی امکانات تفریح و استراحت رو برام فراهم میکنه
کتابخونه م چون کلی کتاب حال توشه و تجربه و دانش زیادی بهم داده
گوشی و اینترنت که امکان تحقیق و کلی اطلاعات بهم میده مپ و یوتوب و مترجم و ویکی پدیا و چت جی پی تی و وبلاگ
کلکسیون بازیم چون خیلی حال میده
پروژکتورم چون میتونم باهاش فیلم و ورزش و ... ببینم
ساعت و خط و پازل و دسته بازی و استانبول
۱- حق تعیین سرنوشت برای مردم همیشه محفوظ است
۲- حق آزادی بیان از حقوق مسلم است
۳- حقوق اقلیت های دینی و قومی در هیچ زمینه ای با اکثریت تفاوتی ندارد
۴- قوای مقننه مجریه و قضائیه باید کاملا از هم مستقل باشند
پدران غایب گای کانو رو خوندم. قبلش یه کتاب دیگه به همین نام اشتباهی خریده بودم. کلاهبردارا چقدر اسم کتابهاشون رو شبیه کتابایی به این معرفی انتخاب میکنن. قبلا هم این مشکل برام سر کتاب منشا انواع پیش اومده بود.
یادم نیست کی بهم معرفیش کرده بود. فکر کنم تو پادکست یکی از این روانشناسایی که فکر کنم زرد ن شنیده بودم
کتاب به در بخوری نبود
راجع به عدم حضور پدر در فرایند مرد شدن پسرا بود. اصل حرف درست بود ولی کلی داستان بیربط رو ربط داده بود و با کلی مثال بحث رو پیش میبرد که این سبک اصلا مورد علاقه من نیست. آخرش هم راهکار درستی ازش نگرفتم.
با توجه به اینکه به شرایط بحران عادت کردم از پروپوزالم هم دفاع کردن زندگی رو رواله
کتابم رو خوندم خرید رفتیم استراحت کردیم رفتم دویدم
الانم برم کتاب بخونم یا فیلم ببینم
خب دوباره جنگ شد بعد از ۳ دوره مذاکره مثبت
امروز رفته بودم آزمایش بدم وسط کار جنگ شد
آزمایش م رو دادم با سعید برگشتیم کل شهر ترافیک قفل همه داشتن فرار میکردن حتی با مترو
نتا قطع ولی دیگه انگار عادت کردیم
اینا رو از جی پی تی کپی کردم
چپ سوسیالیستی و کمونیستی (بهویژه در قرن ۱۹ و ۲۰) چند اثر تاریخی قابل اندازهگیری داشتهاند. اینها مواردی هستند که در منابع تاریخی ثبت شدهاند، همراه با زمان و عامل اجرایی:
—
جنبش ۸ ساعت کار در روز
دهه ۱۸۸۰، آمریکا – اوج در اعتصاب هیمارکت شیکاگو ۱۸۸۶
مجری: اتحادیههای کارگری با گرایش سوسیالیستی و آنارشیستی
نتیجه: تثبیت تدریجی ۸ ساعت کار در بسیاری از کشورها در اوایل قرن ۲۰
اثر: پایان شیفتهای ۱۲ تا ۱۶ ساعته در صنایع سنگین
—
روز جهانی زن و اعتصابات کارگران نساجی
نیویورک ۱۹۰۸–۱۹۰۹
مجری: اتحادیه بینالمللی کارگران پوشاک زنان (گرایش سوسیالیستی)
نتیجه: بهبود شرایط کار و دستمزد؛ پایهگذاری روز جهانی زن (تصویب رسمی در کنفرانس زنان سوسیالیست ۱۹۱۰، کپنهاگ)
نکته دقیق تاریخی: روایت رایج «آتشسوزی ۱۹۰۸» اغراقآمیز است، اما آتشسوزی Triangle Shirtwaist در ۱۹۱۱ واقعاً رخ داد و باعث اصلاحات ایمنی کار شد.
—
بیمههای اجتماعی مدرن
آلمان، ۱۸۸۳–۱۸۸۹
مجری: اتو فون بیسمارک (محافظهکار!)
زمینه: فشار شدید جنبش سوسیالدموکرات
نتیجه: اولین سیستم بیمه درمانی، حوادث کار و بازنشستگی اجباری
اثر: الگوی دولت رفاه مدرن
اینجا یک نکته مهم هست: حتی سیاستمداران ضدسوسیالیست هم برای خنثی کردن نفوذ چپ، مجبور به اجرای سیاستهای رفاهی شدند. یعنی فشار ایده، ساختار را تغییر داد.
—
حق رأی عمومی کارگران مرد
بریتانیا، Reform Acts قرن ۱۹ (بهویژه ۱۸۶۷ و ۱۸۸۴)
مجری: پارلمان بریتانیا تحت فشار اتحادیهها و جنبشهای کارگری
اثر: گسترش دموکراسی از مالکین زمین به طبقه کارگر شهری
—
حق رأی زنان
روسیه ۱۹۱۷ (پس از انقلاب فوریه)
آلمان ۱۹۱۸
بریتانیا ۱۹۱۸ (کامل در ۱۹۲۸)
مجریان: احزاب سوسیالیست، سوسیالدموکرات و جنبشهای فمینیستی همپوشان
اثر: ورود رسمی زنان به سیاست مدرن
—
آموزش همگانی و سوادآموزی گسترده
شوروی پس از ۱۹۱۷
مجری: دولت بلشویکی
نتیجه: نرخ باسوادی از حدود ۳۰٪ در ۱۹۱۷ به بیش از ۸۰٪ تا دهه ۱۹۳۰
اثر: جهش علمی-فنی در چند دهه
این یک واقعیت آماری است، جدا از قضاوت درباره سرکوب سیاسی همان دوره.
—
قانون کار و منع کار کودکان
ایالات متحده، Fair Labor Standards Act 1938
مجری: دولت فرانکلین روزولت (New Deal)
زمینه فکری: نفوذ ایدههای عدالت اجتماعی و فشار اتحادیههای چپ
نتیجه: حداقل دستمزد، محدودیت کار کودک، اضافهکاری قانونی
—
نظامهای سلامت عمومی
بریتانیا، NHS در ۱۹۴۸
مجری: دولت حزب کارگر (Clement Attlee)
اثر: دسترسی همگانی به درمان بدون پرداخت مستقیم
ریشه فکری: سوسیالدموکراسی
—
حقوق کارگران در ایران
اوایل قرن ۱۴ شمسی (دهه ۱۳۰۰–۱۳۲۰)
مجری: فشار حزب توده و اتحادیههای کارگری
نتیجه: تصویب نخستین قوانین کار در ۱۳۲۵
اثر: رسمی شدن قرارداد کار، بیمه و حداقل دستمزد
—
حق تحصیل دختران در ایران
مدارس دخترانه از اواخر دوره قاجار (مدرسه دوشیزگان ۱۲۸۵ شمسی)
مجریان: فعالان مشروطهخواه، روشنفکران و برخی جریانهای عدالتطلب
در اینجا باید دقیق باشیم: این موضوع صرفاً محصول جریان چپ نبود؛ ترکیبی از مدرنیستها، مشروطهخواهان و اصلاحطلبان مذهبی هم نقش داشتند.
—
حالا یک تحلیل لایه عمیقتر:
ایدههای چپ سه چیز را به سیاست مدرن تزریق کردند:
۱. مفهوم «حق اجتماعی» در کنار حق سیاسی
۲. مسئولیت دولت در قبال فقر و نابرابری
۳. مشروعیتیافتن اتحادیههای کارگری
اما همانقدر که باید دستاوردها را دید، باید هزینهها را هم دید: در مدلهای کمونیسم اقتدارگرا (شوروی استالینی، مائو، کامبوج)، تمرکز قدرت به سرکوب شدید، اقتصاد ناکارآمد و فجایع انسانی منجر شد. ایده برابری وقتی با حذف تکثر سیاسی ترکیب شد، به نتایج فاجعهبار رسید.
نتیجهگیری تاریخیِ غیرایدئولوژیک این است:
فشار چپ رادیکال اغلب باعث اصلاح سرمایهداری شد، نه نابودی آن. بسیاری از دستاوردهای رفاهی امروز در اقتصادهای بازار، محصول همان تنش تاریخیاند.
ایدهها مثل میدانهای مغناطیسیاند؛ حتی وقتی خود آهنربا را برداری، جهتگیری فلز باقی میماند.
من اصلا نمیفهمم پادشاهی مشروطه چیه؟ چجوری مردم میتونن پادشاهی مشروطه رو بخوان
یعنی اگه مردم یه رو ز پادشاه رو نخوان چی میشه؟
اگه بتونن پادشاه رو بردارن که هیچی دیگه چه پادشاهی
اگه نتونن که دیگه چه مشروطی؟
بعد قدرت پادشاه چقدره زورش از مردم بیشتره یا کلا یه مترسکه اون بالا
دیروز با احسان دوتا دسته خریدیم دونه ای 1800 نشستیم it takes two بازی کردیم خیلی خوب بود
شریف شلوغ شده یه عروسک موش رو از درخت اویزون کردن و cw هم هک کردن شده سامانه دانشگاه آریا مهر
امروز دسته ها شده دونه ای 4100
پیت هگست روی بازوی راستش کلمه کافر رو تتو کرده.
جی پی تی میگه: این کلمه در عربی یعنی «بیایمان» یا «کسی که به اسلام ایمان ندارد». هگست گفته این تتو رو بهعنوان نشانهای از همبستگی با مسیحیانی زده که توسط گروههایی مثل داعش «کافر» خطاب میشدن و مورد آزار قرار میگرفتن. از نگاه خودش، این یک جور بازپسگیری واژهست؛ یعنی واژهای که برای تحقیر استفاده میشده رو تبدیل کرده به نماد هویت و مقاومت.
دیروز با مونا رفتیم باغ کتاب مثل همیشه یه ساعت تاخیر داشت
باغ کتاب هم قسمت لوازم تحریرش رو بسته بود برده بود پایین غرفه غرفه کرده بود یکم بدتر شده بود
ولی خیلی مشتریا خوشگل شده بودن کیف کردم
شام هم یه پیتزا خوردیم
دوتا کتاب هم برام گرفته بود عادت های اتمی و گشتن مرغ مقلد و کتاب خودم که برام پس اورد انسان خردمند
امروز روز اول رمضونه دیگه نهار حرامه
با مامان و شک رفتیم توچال
از قبلش همش نگران بودم اگه تله کابین کارنکنه چی اگه خوش نگذره چی
دیگه با تله رفتیم بیرون تا از ساختمون اومدیم بیرون دیدیم چه سرده و چقدر باد شدیده
بعد گوشی شک گم شد
بعد رفتیم بالا به زور و سرما و برف
یکم به قله نزدیک بود من و شک پشیمون بشیم و برگردیم ولی مادر مثل بنز بالا میرفت چشمم زیر پاش
دیگه رفتیم تو جانپناه و چند تا عکس گرفتیم
برگشتی یه باد فوق العاده شدید میومد که جدا میتونست آدم رو از زمین بلند کنه
مامان گفت سخت ترین شرایط زندگیم بود
برگشتیم آبگوشت خوردیم