| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
خونم منفجر شد
روز قبلش کلانتری اومد بیخیال ول کرد رفت اگه بررسی میکرد شاید درست میشد
اول ایستادم بعد از خواب بیدار شدم
بعد دختره تو امبولانس نزدیک بود پرت شه آخرش هم در اثر دیر رسیدن فوت شد
بعد پسره فوت شد
بعد کلی سوال چرت و پرت از کلانتری و اتش نشانی
بعد کلی بی مسئولیتی
بعد خود داداش رئوف حیوون شد
صاحب خونه منفجره بیخیاله
مملکت صاحب نداره
هنوز شکایتم به هیچ جا نرسیده
دوباره فکر کنم تو بهار یا اوایل تابستون رفتم آزمون گواهینامه دادم با وجود اینکه رفت مارپیچ بود برگشت صاف همون کله قندی اول پام رو زمین گذاشتم
یه ماه بعد که رفتم دوباره آزمون بدم برگشتنش هم مارپیچ شده بود محل آزمون هم سرابالایی بود
مطمئن بودم رد میشم داشتم فکر میکردم حالا که رد میشم برا سری بعد چه خاکی تو سرم بکنم
خلاصه آزمون شروع شد و رفتم و برگشتم
گواهی نامه موتور گرفتم
به لطف اون دوتا دیوث اخراج شدم حتی یه بار بدون اینکه دفاع کنم استادم منو رد کرد و دفعه دوم هم واقعا از اول معلوم بود رد میشم
ولی خب یکیشون رو جر دادم
عقده ای میگفت با احسان نگرد
دیگه با کمک احسان و مامان و شک و جواد برگشتم
با کمک فریدو امین و استادم دفاع کردم
تو سرویس استعلام وزارت علوم دوباره فعال شدم
خیلی حسم خوبه خیلی ریلکسم
من تقریبا با همممممه همکارام دعوا کردم
جدا با همه
با همشونم الان دوستم
این یکی از خصوصیات بد و خوبمه
برگشتن به فاوا
برگشتن به دکتری
جابجایی از گروه کاری
جنگ 12 روزه
گواهی نامه موتور
انفجار خانه
انقلاب 18 دی
قبولی پروپوزال
قبولی کارشناسی رسمی